الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

بسم الله الرحمن الرحیم

وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ (1) الَّذِی جَمَعَ مَالاً وَعَدَّدَهُ (2) یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (3) کَلَّا لَیُنبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ (4) وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْحُطَمَةُ (5) نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (6) الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (7) إِنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ (8) فِی عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ (9)

به نام خداوند بخشنده مهربان

واى بر هر عیبجوى(غیبت کنندۀ) مسخره‏ کننده‏اى ! (1) همان کس که مال فراوانى جمع‏آورى و شماره کرده (بى‏آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)! (2) او گمان مى‏کند که اموالش او را جاودانه مى‏سازد! (3) چنین نیست که مى‏پندارد ؛ بزودى در حُطمه ( آتشى خردکننده) پرتاب مى‏شود! (4) و تو چه مى‏دانى حُطمه‏ چیست؟! (5) آتش برافروخته الهى است، (6) آتشى که از دلها سرمى‏زند (7) این آتش بر آنها فروبسته شده، (8) در ستونهاى کشیده و طولانی (9)

از فوائد خواندن آن:
امام صادق (ع) : و من قرأ «ویل لکل همزة...» فى فریضة من قرائضه نفت عنه الفقر و جلبت علیه الرّزق و تدفع عنه میتة السوء.(299) کسى که سوره «همزه» را در نمازهاى واجب خود بخواند، خدا فقر را از او دور نموده، و رزق و روزى را به سوى او جلب مى کند، و مرگ بد و ناگوار را از او دور مى‏سازد.

شأن نزول سوره همزه :
این سوره درباره پنج طایفه نازل گردیده است: 1ـ عیب جویان 2ـ بدگویان که آبروی مردم را در هم شکنند و شخصیتشان را در خطر اندازند 3ـ سخن چینان و دو بهم زنان 4ـ سرزنش و مسخره کنندگان که با اشاره سر و چشم و با زبان ، مردم را مسخره کنند و زخم زبانشان زنند 5ـ مال و پول پرستانی که به جای خدا ، مال و ثروتشان را بپرستند .

غیبت از منظر روانشناسی:

امی شانون :«وقتی از دست خودمان و آن چه هستیم، رضایت نداریم، گاهی سعی می کنیم اشخاص دیگری را هم پیدا کنیم که بدتر از ماجلوه کنند.این طوری، دیگر ما ته جدول نیستیم و حداقل یکی مانده به آخریم. غیبت، این فرصت را به ما می دهد که شخص مورد نظر را در ذهن دیگران، تا می شود به ته جدول بفرستیم.»

دکتر فرانک مک آندرو معتقد است برای غیبت کردن، هزار و یک علت وجود دارد و بعضی از این علت ها اصلاً بیمارگونه نیستند: «مثلاً وقتی در جمعی نشسته ایم و کسی شروع به غیبت از دیگران می کند، ما هم ممکن است به حکم این که «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» وارد بحث شویم. اساساً آدمیزاد دوست دارد که بخشی از یک جمع و عضوی از یک تیم به حساب بیاید. خیلی از آدم ها همین طوری، احساس مهم بودن می کنند. به علاوه، وقتی اعضای یک جمع، اطلاعات وسوسه کننده ای را با هم به اشتراک می گذارند، احساس صمیمیت در بین اعضای گروه، افزایش می یابد. غیبت کردن از دیگران، این فرصت را به ما می دهد که برای دقایقی هم که شده، خودمان را به کانون توجهات تبدیل کنیم. این احساس «قرار داشتن در کانون توجهات» برای اکثر آدم ها لذت بخش است.» البته دکتر فرانک مک آندروهم در نتیجه گیری نهایی اش تأکید می کند که: هیچ کدام از این حرفها دلیل موجهی برای غیبت کردن نیستند و غیبت، بدون تردید، نشانه ی بارزی از ضعف شخصیتی محسوب می شود.

استیون را برتز، نویسنده و روان شناس، اعتقاد دارد که حسادت، شایع ترین علتی است که باعث می شود آدم ها به غیبت کردن (والبته غیبت های دانسته)بپردازند:«اگر به خاطر محبوبیت، قیافه ی ظاهری، موقعیت مالی، پرستیژ اجتماعی و امثال این ها به کسی حسادت بورزیم، غیبت، وسیله ی خوبی برای مخدوش کردن چهره ی آن شخص خواهد بود. یا اگر کسی بر حقمان بدی کرده باشد، مثلاً پولمان را خورده باشد یا در جمع، ضایعمان کرده باشد و... می شود از غیبت به عنوان سلاحی برای تخریب شخصیت او و انتقام گیری شخصی استفاده کنیم. متأسفانه خیلی از ما این کار را می کنیم.»
روان شناسان از غیبت به عنوان یک «خشونت ارتباطی» یاد می کنند و آن را نوعی قلدری و زور گیری کلامی می دانند. فرانک آندرو می گوید: «ما با غیبت کردن سعی می کنیم احترام، آبرو، محبوبیت و یا روابط اجتماعی افراد را از آن ها سلب کنیم. به علاوه، غیبت نوعی سعی در جهت حذف فرد غیبت شونده از جمع آشنا است.»

امی شانون نیز اعتقاد دارد که: «وقتی ما غیبت می کنیم، در حقیقت، داریم از اعتمادی که شخص غیبت شونده به ما داشته است، سوءاستفاده می کنیم. مثلاً ما را به حریم زندگی خصوصی اش وارد کرده و یک حرف خصوصی را با ما در میان گذاشته، اما ما داریم در غیاب او بخش هایی منفی از این رابطه ی خصوصی را برای دیگران بازگو می کنیم. واضح ترین تفسیر غیبت، این است که غیبت کننده، شایسته ی اعتماد نیست. این را هرفرد شنونده ای، اگر عاقل باشد، خیلی زود می فهمد.» به نظر امی شانون، حتی اگر گفتن یک چیز خصوصی از زندگی دیگران، از نظر خودمان، بار منفی نداشته باشد، باز هم حق نداریم بخشی از زندگی خصوصی شخص را در حضور دیگران و در غیاب خودش مطرح کنیم. او می گوید: «خصوصی، خصوصی است. چه به نظر شما مهم باشد، چه نباشد.»
استیون رابرتز نیز بر این باور است که شنونده ی غیبت در واقع به شخصیت خودش توهین می کند: «اگر اجازه بدهید شخصی در حضور شما از شخص دیگری بد گویی بکند، در حقیقت، اجازه داده اید که او برای شما تصمیم بگیرد. چرا که به هرحال، وقتی حرف های او تمام شود، ذهنیت شما تا حدی نسبت به فرد غیبت شونده تغییر پیدا می کند. این یعنی، شخص غیبت کننده در برقراری رابطه و تنظیم سطح رابطه تان با شخص غیبت شونده، به جای شما تصمیم گرفته است. اگر او اشتباه کرده باشد - که شخصیتاً همین انتظار می رود - شما هم به اشتباه می افتید.»
دکتر فرانک مک آندرو می گوید: «وقتی پشت سر شخصی بدگویی می کنیم، در حقیقت، داریم آبرویش را می بریم. از بین بردن آبروی افراد، آن هم در شرایطی که خودشان حضور ندارند تا از آبرویشان دفاع کنند، درست مثل این است که آن ها را بکشیم. البته غیبت، تیشه به ریشه ی سه نفر می زند. گوینده ی غیبت که به غیبت شونده اجازه نمی دهد تا از خودش دفاع کند، در واقع، دست به ترور شخصیت خودش می زند. شنونده ی غیبت هم که خیلی راحت می تواند بگوید: نه، من نمی خواهم چنین حرف هایی را بشنوم و... و نمی گوید. پس او هم ضعف شخصیت اش را آشکار می کند. پس گوینده و شنونده ی غیبت، پیش از غیبت شونده می میرند.»
روایات متعدد به خوبی نشان می دهد که اگر شخصی گناه کند و مستور باشد، غیبت او جایز نیست. آموزه های دینی توصیه می کنند کسی که می خواهد از غیبت توبه کند، باید از هر دو جهت، تسویه حساب نماید. اول، برای ادای حق الله، طبق قاعده ی عمومی سایر گناهان، توبه کند و دوم، برای ادای حق الناس، از غیبت شونده حلالیت بطلبد. اگر هم دسترسی به غیبت شونده برایش میسر نباشد، باید برای او و گناهانش استغفار کند.

تکنیک هایی برای دوری از غیبت

استیون رابرتز برای پرهیز از غیبت، پیشنهادهای جالبی می دهد که البته به قول خودش، تمام این پیشنهادها به یک پیش فرض احتیاج دارند: باید با خودمان رو راست باشیم.
1-صادقانه از خودمان بپرسیم چرا می خواهیم چنین حرف هایی را بشنویم؟ واقعاً خوشمان می آید چنین حرف هایی را پشت سر خودمان بگویند؟ اگر خود شخص غیبت شونده از این صحبت ها خبر دار بشود، چه احساسی پیدا خواهد کرد؟ آیا این حرف ها آبروی شخص غیبت شونده را به خطر نمی اندازد؟ آیا او را در جمع دوست و فامیل، منزوی نمی کند؟پاسخ به این سؤالات ،کمکتان می کند تصمیم درستی بگیرید.
2-سخت است، اما سعی کنید وقتی در مقابل تان غیبت می کنند، شنونده نباشید. با یکی دوبار استقامت، بارهای بعدی برایتان آسان تر می شود. می توانید خیلی مؤدبانه به شخص غیبت کننده بگویید: «ببخشید. من نمی خواهم این حرف ها را بشنوم. این کار به نظرم درست نمی آید.»
3-سعی کنید دیگرانی را که در آن جمع یا در بین دوست و فامیل هستند و مثل شما فکر می کنند، به صحبت و واکنش وادار کنید. کاری کنید که پیدا کردن دو گوش شنوا، برای شخص غیبت کننده هر روز سخت تر و سخت تر شود.
4-اشتباه ترین کار، این است که وقتی مقابل تان غیبت می کنند، کناری بنشینید و بگویید: من فقط یک گوشه نشسته بودم. این، بی گناهی تان را ثابت نمی کند.برعکس، به این معناست که شما هم به همان اندازه مسؤول و مقصرید که شخص غیبت کننده. اگر شما نگذارید که شخص غیبت کننده توجهی را که می خواهد، به دست بیاورد، ممکن است او از ادامه ی حرف هایش منصرف شود.
5-برای این که حرفتان به غیبت کننده بر نخورد، بهتر است از غیبت کننده هم در خواست کنید که به شما برای اجرای تصمیم و محقق شدن قول و قرار شخصی تان مبنی بر پرهیز از غیبت، کمک کند. سعی کنید لحنتان طوری باشد که به او برنخورد. بهتر است فقط در مورد خودتان صحبت کنید و اصلاً در مقام نصیحت بر نیایید.
6-اگر در حضورتان غیبت شخص دیگری را کردند، می توانید زیرکانه و به تدریج-والبته محترمانه-مسیر بحث و موضوع صحبت را عوض کنید.
7-به ریشه ها و علل غیبت فکر کنید. روی آن ها تأمل کنید. شما به کدام یک از آن دلایل، دارید غیبت می کنید؟ به کدام یک از آن دلایل دارید به غیبت گوش می دهید؟ هر وقت خواستید شروع به غیبت کنید، درباره ی علت و ریشه اش با خودتان صادقانه فکر کنید.
8-روان شناسان، سرسختانه اعتقاد دارند که بسیاری از غیبت ها به دلیل ضعف شخصیتی در غیبت کننده و غیبت شونده اتفاق می افتد و ادامه می یابد. آیا شما واقعاً با چنین مشکلاتی در شخصیت تان دست به گریبان اید؟ از روان شناسان برای حل مشکل شخصیتی تان کمک بخواهید.
9-وقتی می بینید دارید دوباره غیبت را از سر می گیرید، بلافاصله توجه خودتان را به سمت چیزهای مقدس و روحانی و کلام شخصیت های ارزشمند سوق بدهید. سرشناسان ادیان مختلف درباره ی غیبت ، حرف های تکان دهنده ای زده اند. بهتر است یکی دو تا از این حرف ها را از حفظ کنید و همیشه موقع غیبت، آن ها را به خاطر بیاورید. نام خدا را به زبان بیاورید و از او کمک بخواهید. (منبع: قرآن و اینترنت:سایت همشهری)

[ ۱۳٩٠/٦/٤ ] [ ٦:٤٢ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

سریال ستایش را میدیدم. انیس (جاری ستایش) از سر حسادت ، خشم و طمع ، فردی را اجیرنمود تا با جاسازی موادمخدر در خودرو طاهر( همسرستایش ) برای همیشه از شرّش خلاص شده و ستایش را به خاک سیاه بنشاند و بچه های خودش تنها وارثین اموال فردوس حشمت شوند. طاهرپس از تعقیب شدن توسط مامورین و درحال فرار تصادف کرد ومرد و انیس به هدفش رسید اما از فرط هیجان و خشم ، سکته مغزی کرد و فلج و لال شد. انیس سریعتر از آنچه فکرش را میکرد به سزای عملش رسید و ستایش مثل تمام شخصیتهای مثبت قصه ها از این حادثه خوشحال نشد.

شما که این داستان را دیدید یا شنیدید ، از بلایی که سر انیس آمد خوشحال شدید یا ناراحت؟ عموما ما انسانها در قضاوت درمورد سایرین ، تک بعدی عمل کرده و خودمان را حق مطلق و طرف مقابل را باطل مطلق دانسته و لذا او را شایستۀ هرتنبیهی میدانیم. بدترین برخوردها را با او نموده و اگر خیلی لطف کنیم و بخواهیم جنبۀ انصاف را رعایت کنیم ، مثلا میگوییم عیب من این بود که به او اعتماد کردم و زیادی بهش خوبی کردم و سرش احترام گذاشتم. حقش بود از اول تو دهنش میزدم و ....

اما حقیقت چیز دیگری است. یک مثال: غالبا بعنوان بیننده ، وقتی به تماشای یک فیلم می نشینیم ، اگر از ابتدا فیلم با تلاش زندانیها برای فرار شروع شود ، ما هم دوست داریم نهایتا آنها پلیس را دور زده و فرار نمایند ، اما اگر از دید پلیس فیلم را شروع کنیم ، دلمان میخواهد هرطور شده زندانیها را دستگیر نمایند. مشکل اینجاست که در قضاوتمان صرفا از یک زاویه به موضوع نگاه میکنیم ، بدون اینکه سعی کنیم از سایر زوایا هم قضیه را تحلیل نماییم. قضاوت صحیح ، علاوه بر مهارت ، نگاه منطقی و واقع بینانه ، و تفکر چندبعدی ، به انصاف هم احتیاج دارد که صد البته اکثر ما در حرف آن را داریم و در عمل از آن بی بهره ایم. در قصۀ ستایش و انیس ، شاید اگر اکثر ما جای انیس بودیم ، کاری شبیه به کار انیس یا شاید هم بدتر انجام میدادیم. هرچند الان که جایش نیستیم ، خیلی راحت میتوانیم مثل مدعیان اخلاق و ایمان ، اورا زیر سوال ببریم و بگوییم حقش بود این بلا سرش بیاید.

در اختلافات بین فردی آیا هرگز سعی کرده اید از زاویۀ دید طرف مقابل به قضیه نگاه کنید؟ مثلا از دید انیس: دختری با هزار آرزو پس از گرفتاریهایی که در منزل پدرش داشته ، ازدواج میکند. مثل همۀ دخترهای دیگر دوست داشته مستقل زندگی کند و برای خودش احترامی داشته باشد و برایش ارزش قایل شوند و همسرش شخصیت اورا جلوی دیگران بالا ببرد، اما بدلیل ضعف شخصیتی همسرش و البته استبداد و زورگویی پدرشوهرش (آقای فردوس) ، بارها مورد تحقیر و سرزنش قرار میگیرد. شخصیتش را خرد میکنند و از بدحادثه در خانواده ای که پسردوست هستند ، دختر دار میشود و حالا نتنها خودش مورد کم محلی و بی مهری قرار میگیرد بلکه  دخترهایش هم که برایش بسیار عزیزند مورد کم توجهی و بی مهری قرار میگیرند. شما میدانید که چقدر سخت است جایی باشی و مورد تبعیض قرار بگیری و بچه هایت را نبینند. اکثرا آدم درجه دو یا سه باشی و بود و نبودت فرقی نداشته باشد. شوهرت مثل سگ از پدرش بترسد و هرگز نتواند آن تکیه گاهی که یک عمر آرزویش را داشتی ، برایت باشد. یک پولدار مغرور ، خودخواه و متکبر که فکر میکند از دماغ فیل افتاده و دیگران بردۀ اویند ، هر روز به طرق مختلف تو را له نماید و بدیدۀ ترحم به تو نگاه کند. مادرت مریض باشد و کاری از دستت برایش برنیاید. فشارهای مختلف روز به روز تو را ضعیف تر و درعین حال خشمگین تر نماید. افسرده شوی و خشمت را حتی نتوانی بروز دهی. آنوقت با شخصیت ضعیفی  که بخش زیادیش را والدینت و جامعه برایت ساخته اند و اینک ضعیفتر شده ، چه واکنشی نشان میدهی؟ آیا بیش از ظرفیتت میتوانی کاری کنی؟ آیا فشارها ظرفیت تو را تحلیل نبرده اند؟

شیوۀ انیس برای کاهش فشارها ، و رسیدن به آرزوهایش شیوۀ درستی نبوده و نیست. و باید تنبیه شود. اما اجازه دهید او را درک نماییم و در برخورد با معضلات جامعه و مشکلات رفتاری خودمان و سایرین ، جانب انصاف را درپیش بگیریم. به طرف مقابل و به مخالفینمان حق دهیم که متناسب با ظرفیتشان عمل نمایند و حق دهیم که دنبال خواسته های خودشان باشند و البته توقع هم داشته باشیم که آنها نیز جانب انصاف را رعایت نمایند. با دیگران چنان رفتار کنیم که اگر خودمان در شرایط آنها بودیم انتظار داشتیم با ما آنچنان رفتار نمایند. بقول محبوب بزرگ : امام علی (ع) ، آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه برای خود نمیپسندیم برای دیگران هم نپسندیم.        الهۀ امید

[ ۱۳٩٠/٥/۱٤ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

 هر کس بد ما به خلق گوید

ما چهره به هم نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

دکتر شریعتی

مطلب زیر از یکی از دوستان عالم و روشنفکر است که خوندنش خالی از لطف نیست. باتشکر از ایشان

 هر زمان شایعه ای را شنیدید و یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید:

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط میدانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: “لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. “مرد پرسید: سه پرسش؟ سقراط گفت: بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.


اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟
مرد جواب داد:”نه، فقط در موردش شنیده ام.

”سقراط گفت:” بسیار خوب، پس واقعا نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.


حالا بیا پرسش دوم را بگویم،”پرسش خوبی” آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟
”مرد پاسخ داد: “نه، برعکس…

” سقراط ادامه داد: “پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درمورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟”مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.


سقراط ادامه داد:”و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟”مرد پاسخ داد:” نه، واقعا…


”سقراط نتیجه گیری کرد “

اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

[ ۱۳٩٠/٥/٢ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

گابریل گارسیا مارکز نویسندۀ بزرگ آمریکای لاتین از زندگی اجتماعی خود بواسطۀ عوارضی در مزاج و سلامتی اش ( سرطان لنفاوی ) خداحافظی کرد و نامه ای به دوستانش فرستاد و با سپاس از اینترنت که همگی ما را قادر ساخته تا آنرا با هم سهیم کنیم :

« اگر برای نمونه خدا فراموش کند که من فقط یک عروسک خیمه شب بازیم و به من تکۀ بیشتری از زندگی بدهد ، من از همۀ آن زمان سود برده و استفاده خواهم کرد ، بهترین کاری که میتوانم انجام میدهم. شاید نگویم هرچه را که می اندیشم ، اما قطعا در بارۀ هرچه میگویم اندیشه میکنم. به هرچیزی ارزش می نهم نه فقط برای اینکه با ارزشند ، بلکه برای آنچه آنها ارائه می کنند و بیان می دارند. کمتر خواهم خوابید و بیشتر رویا خواهم دید. برای هر دقیقه ای که چشمانمان را روی هم می گذاریم ، بمدّت شصت ثانیه روشنایی و نور را از دست می دهیم. ادامه میدادم از آنجایی که دیگران متوقف شده اند و برمیخاستم وقتی که دیگران می خوابند. اگر خدا تکۀ بیشتری از زندگی به من می داد ، ساده تر لباس می پوشیدم ، در نور آفتاب غوطه می خوردم ، برهنه خود را رها می کردم ، نه فقط جسمم را بلکه روحم را نیز. به مردم ثابت می کردم که چقدر در اشتباهند که فکر میکنند چونکه پیرتر شده اند عاشق شدن را قطع کرده اند ، چرا که آنها عملا از همان زمانی که عاشق شدن را متوقف کرده اند ، شروع به پیرتر شدن کرده اند. به کودکان دو بال میدادم ، اما آنها را به تنهایی رها میکردم تا هرکدام بیاموزند که چگونه با تکیه برخود پرواز کنند. به افراد سالخورده ، نشان میدادم که آنها چگونه می میرند نه با فرآیند مسن شدن بلکه با غفلت کردن.

چیزهای زیادی از شما یاد گرفته ام ..... من یادگرفته ام که هرکس میخواهد تا بربالای کوه زندگی کند ، اما فراموش میکند که اصل مطلب همان چونگی راه پیمودن است. من یادگرفته ام که وقتی نوزادی تازه تولد یافته انگشت شصت پدرش را چنگ میاندازد ، برای همیشه در قلب اوجا گرفته است. من یادگرفته ام که یک فرد تنها وقتی میتواند به فردی دیگر از بالا به پایین نگاه کند که بخواهد به او دربرخاستن کمک نماید. مطالب زیادی را از همۀ شما آموخته ام. همیشه بیان کن ، آنچه را که احساس میکنی و انجام بده آنچه را که فکر میکنی. اگر من میدانستم که امروز آخرین وقتی است که شما را خواهم دید ، شما را قویا به آغوش میگرفتم تا نگهبان روحتان باشم. اگر من بدانم که این دقایق آخرین دقایقی هستند که من شما را خواهم دید ، به شما می گفتم که عاشقتان هستم و به این فرض بسنده نمیکردم که شما خود آنرا میدانید. همیشه صبحگاهی هست که در آن زندگی به ما فرصتی دوباره میدهد تا کارهای خوبی انجام دهیم. به خودتان نزدیک باشید ، به عزیزانتان ، و به آنها بگویید که چقدر به آنها نیاز دارید و چقدر عاشقشان هستید و چقدر به آنها توجه دارید. زمانی را برای این جملات بگذارید: متاسفم ، مرا ببخش ، لطفا ، متشکرم ، و همۀ کلمات قشنگ و دوست داشتنی که بلدید. هیچکسی شما را بخاطر نخواهد آورد اگر شما افکارتان را پیش خود بصورت راز نگه دارید. خودتان را وادار کنید تا آنها را بیان و ابراز دارید. به دوستان و عزیزانتان نشان دهید که چقدر به آنها علاقمندید. قدرشناس باشید و این مطلب را به افرادی که به آنها علاقمندید یا عاشقشان هستید بفرستید. اگر آنرا نفرستید فردا هم مثل امروز خواهد بود و اهمیت نخواهد داشت یا .... هم اکنون زمان ارسال آن است. برای شما با بیشترین عشق و علاقه. گابریل گارسیا مارکز

[ ۱۳٩٠/٤/۳ ] [ ۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

منابع پیشنهادی زبان عمومی و تخصصی :

                    Atkinson , Hilgard  , General psychology

               Reading in psychology by Kianoush . hashemian – Samt publication                 

                   زبان تخصصی روان شناسی و علوم تربیتی دکتر خلعت بری

منابع پیشنهادی آمار و روش تحقیق :

                         احتمالات و آمار کاربردی در روان شناسی وعلوم تربیتی ، علی دلاور،  .تهران:رشد

                                 تحلیل آماری در روانشناسی و علوم تربیتی ، جرج فرگوسن و یوشیوتاگانه ، ترجمه

                                 علی دلاور و سیامک نقشبندی.تهران:ارسباران

                                 روشهای تحقیق درعلوم رفتاری، زهره سرمد و همکاران ، تهران:اگاه

                                 روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی، علی دلاور، تهران :ویرایش

                                 استدلال آماری درعلوم رفتاری، ریچارد  شیولسون ، ترجمه علیرضا کیانمنش

منابع پیشنهادی روان شناسی مرضی و کودکان استثنایی :

                                منبع اصلی

                                « آسیب شناسی روانی » دکتر آزاد جلد 1 و 2

                                 « روانشناسی کودک و نوجوان » ، دکتر بهروز میلانی فر

                                  « بهداشت روانی و عقب ماندگی ذهنی » دکتر احدی و نبی جمالی

                                  « خلاصه روانپزشکی » کاپلان - سادوک ، ترجمه پور افکاری

                                منابع تکمیلی

                                   « روانشناسی مرضی » ، ساراسون - دکتر بهمن نجاریان جلد 1 و 2

                                   « روانشناسی مرضی تحولی » ، دکتر دادستان ، جلد (1) ، (2) ، (3)

                                   « روانشناسی نابهنجاری » ، روزنهان و سلیگمن ، ترجمه سید محمدی ، جلد (1) و (2)

منابع پیشنهادی روان شناسی رشد :

                                منبع اصلی

                                  « روانشناسی رشد » لوراای برک ، ترجمه یحیی سید محمدی جلد 1 و 2

                                منابع تکمیلی

                                   « رشد و شخصیت کودک » ماسن ، ترجمه مهشید یاسایی

                                   « روانشناسی رشد » جیمز ، دبلیو ، وندر ، ترجمه دکتر حمزه گنجی

                                   « روانشناسی رشد » ، دکتر حسن احدی و فرهاد جمهدی

                                   « روانشناسی ژنتیک ، دکتر منصور و دادستان

منابع پیشنهادی علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی :

                               منبع اصلی

                                  « علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی »  تالیف دکتر احدی ، دکتر بنی جمالی

                               منبع تکمیلی

                                   « روانشناسی شخصیت از دیدگاه دانشمندان اسلامی » تالیف دکتر احمدی

منابع پیشنهادی روان شناسی بالینی :

                منبع اصلی

                   « روانشناسی بالینی » فیرس ، ترجمه مهرداد فیروز بخت

                منابع تکمیلی

                     « روانشناسی بالینی » دکتر شاملو

                     « اصول روانشناسی بالینی » مهرداد فیروز بخت

                      « روانشناسی بالینی » دادستان و منصور

                      « نظریه های مشاوره و روان درمانی » دکتر شفیع آبادی

منابع پیشنهادی روان شناسی عمومی :

                                      « زمینه روانشناسی » هیلگارد جلد 1 و 2

                منابع پیشنهادی آزمون های شناختی هوش و استعداد تحصیلی :

                                منبع اصلی

                                       « آزمون های روانی » تالیف دکتر حمزه گنجی

                                منابع تکمیلی

                                        « راهنمای سنجش روانی » ، مارنات ترجمه دکتر شریفی

                                         « آزمون های روانی » دکتر بهرامی

منابع پیشنهادی روانسنجی :

                                 روشهای اندازه‌گیری و ارزشیابی آموزشی ، علی اکبر سیف

                                 اصول روان سنجی وروان آزمایی(دکتر شریفی )

                                 اصول روان سنجی وروان آزمایی( دکتر گنجی ) 

منابع پیشنهادی روان شناسی فیزیولوژیک، انگیزش و هیجان :

                منابع اصلی

                  « انگیزش و هیجان » تالیف جان مارشال ریو ، ترجمه یحیی سید محمدی

                  « روانشناسی فیزیولوژیک » تالیف دکتر محمد کریم خداپناهی

                منابع تکمیلی

                    « انگیزش و هیجان » تالیف دکتر محمد کریم خداپناهی

                    « فیزیولوژی اعصاب و غدد درون ریز » تالیف دکتر سید علی حائری روحانی

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢٤ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس