الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

روز پدر

خدایا مرا چنان کن که از والدینم همچون از پادشاه ستمکار بترسم، و همچون مادر مهربان درباره ایشان خوش رفتارى کنم. فرمانبردارى و نیکوکارى درباره ایشان را در نظرم از لذت خواب در چشم خواب آلوده لذیذتر، و در کام دلم از شربت گوارا در مذاق تشنه گواراتر ساز. تا آرزوى ایشان را بر آرزوى خود ترجیح دهم و خشنودىشان را بر خوشنودى خود بگزینم، و نیکوئى ایشان را درباره خود هر چند کم باشد٬ افزون بینم و نیکوئى خویش را درباره ایشان گر چه بسیار باشد٬ کم شمارم.
خدایا بانگم را در گوششان ملایم گردان، و سخنم را بر ایشان خوشایند کن، و خویم را براى ایشان نرم ساز و دلم را بر ایشان مهربان نما و مرا نسبت به آن دو سازگار و مشفق گردان
.
خدایا ایشان را در برابر پرورش من جزاى نیکو ده و در مقابل گرامى داشتنم، مأجور دار، و آنچه را که در کودکیم منظور داشتهاند بر ایشان منظور فرماى
.
خدایا هر آزار که از من به ایشان رسیده یا هر مکروه که از من به ایشان پیوسته، یا هر حقى که در مقام ایشان از طرف من تضییع شده، را وسیله ریختن گناهان و بلندى درجات و فزونى حسنات ایشان قرار ده. اى کسى که بدیها را به چندین برابرش از خوبیها تبدیل مىکنى
.
خدایا هر تندروى که در گفتار با من کردهاند، یا هر زیاده روى که درباره من روا داشتهاند، یا هر حق که از من فرو گذاشتهاند، یا هر وظیفه که در انجامش درباره من کوتاهى کردهاند، را به ایشان بخشیدم، و آن را وسیله احسان درباره ایشان ساختم، و از تو مىخواهم که بار وبال آن را از دوش ایشان فرو گذارى، زیرا که من نسبت به خود گمان بد به ایشان نمىبرم، و ایشان را در مهربانى نسبت به خود مسامحه کار نمىدانم، و از آنچه دربارهام انجام دادهاند ناراضى نیستم. اى پروردگار من زیرا که رعایت حق ایشان بر من واجبتر، و احسانشان به من قدیمتر، و نعمتشان نزد من بزرگتر از آن است که ایشان را در گرو عدالت کشم، یا نسبت به ایشان معارضه به مثل کنم٬ و گر نه اى خداى من طول اشتغال ایشان به پرورش من، و شدت رنجشان در پاس داشتنم چه خواهد شد؟ و تنگى و عسرتى که در راه رفاه من تحمل کردهاند کجا بشمار خواهد آمد؟ هیهات! ایشان نمىتوانند حق خود را از من استیفاء کنند و من نمىتوانم حقوقى را که بر ذمه من دارند تدارک کنم، و وظیفه خدمت ایشان را بجا آورم. پس مرا اعانت کن، اى بهترین کسى که از او مدد طلبیده مىشود، و مرا توفیق ده، اى راهنمایندهتر کسى که به او روى آورده مىشود، و در آن روز که همه نفوس را بدون آن که ستم کرده شوند جزا مىدهى، مرا در زمره کسانى که پدران و مادران خود را خوار مىدارند قرار مده
.
خدایا به پدر و مادر من٬ بهترین امتیازى که به پدران و مادران بندگان مؤمنت بخشیدهاى اختصاص ده ، اى مهربانترین مهربانان
.
خدایا در پى نمازها و در قسمتى از اوقات شب و در ساعتى از ساعات روزم ذکر ایشان را از یادم مبر
.
خدایا مرا بوسیله دعایم درباره ایشان و ایشان را به سبب مهربانىشان درباره من مشمول آمرزش حتمى قرار ده، و بوسیله شفاعت من به طور قطع از ایشان خشنود شو و ایشان را با اکرام به سر منزلهاى سلامت برسان
.
خدایا اگر ایشان را پیش از من آمرزیدهاى٬ پس ایشان را شفیع من ساز و اگر مرا پیش از ایشان مورد آمرزش قرار دادهاى پس مرا شفیع ایشان کن، تا در پرتو مهربانى تو در سراى کرامت و محل مغفرت و رحمتت گرد آئیم، زیرا که تو صاحب فضل عظیم و نعمت قدیمى، و تو مهربانتر مهربانانى.                            صحیفه سجادیه

[ ۱۳۸٤/٥/٢٩ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

درس زندگی 

قلبت را با موعظه و اندرز زنده کن،

(و هواى نفست را) با زهد و بىاعتنائى بمیران، دل را با یقین نیرومند ساز  و با حکمت و دانش نورانى نما، و با یاد مرگ رام کن و آن را به اقرار به فناء دنیا وادار ، و با نشان دادن فجایعدنیا او را بصیرگردان! و از حملات روزگار و زشتیهاى گردش شب و روز برحذرش دار!اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما! و آنچه را که بهپیشینیان رسیده استیاد آوریش کن، در دیار و آثار مخروبه آنها گردشنما و درست بنگر آنها چه کردهاند، ببین از کجا منتقل شدهاند و در کجا فرودآمدهاند، خواهى دید از میان دوستان منتقل شده و به دیار غربت بار انداختهاند٬ گویا طولى نکشد که تو هم یکى از آنها خواهى بود.(بنابر این) منزلگاهآینده خود را اصلاح کن، آخرتت را به دنیایت مفروش، و در مورد آنچه نمىدانى سخن مگو، در آنچه موظف نیستى کسى را مخاطب نساز و در راهىکه ترس گمراهى در آن دارى قدم مگذار! چه اینکه خوددارى به هنگامبیم از گمراهى، بهتر از آن است که انسان خود را در مسیرهاى خطرناک بیفکند.امر به معروف کن تا خود اهل معروف باشى،با دست و زبانت منکراترا انکار نما،و از کسى که عمل بد انجام مىدهد به سختى دورى گزین و درراه خدا تا سر حد توان تلاش کن،و هرگز سرزنش سرزنشگران تو را ازتلاش در راه خدا باز ندارد. در دریاى شدائد و مشکلات در راه حق هر جا که باشد فرو رو، در دین تفقهکن!خویشتن را بر استقامت در برابر مشکلات عادت ده که شکیبائى در راه حق از اخلاق نیک به شمار مىرود،در تمام کارها خویشتن را بخدا بسپار که خود رابه پناهگاهى مطمئن و نیرومند سپردهاى.بهنگام دعا با اخلاص پروردگارترا بخوان!که بخشش و حرمان بدست او است و همواره از خدا بخواه کهآنچه خیر و نیک ستبرایت پیش آورد،در وصیتم دقت کن و آن را سرسرى مگیرچه اینکه بهترین گفته آنست که سودمند باشد.
اگر درباره جهان و حوادثش مشکل بغرنجى براى تو پیش آمد آن را برنادانى خود حمل کن زیرا تو در نخست جاهل و نادان آفریده شدى و سپس عالم و آگاه گردیدى، و چه بسیار است آنچه را که نمیدانى، و فکرت در آن سرگردان و چشمت در آن گمراه مىگردد٬ اما پس از مدتى آن را مىبینى! بنابر این به آن کس که تو را آفریده، و روزیت داده و آنچه لازمه خلقتت بوده بتو بخشیده پناه ببر! و پرستش تو ویژه او باشد، میل و رغبتت بسوى او، و تنها از او بترس.
کسانیکه دنیا را خوب آزمودهاند،همانند مسافرانى هستند که در سرمنزلى بى آب و آبادى و پر مشقت که قابل ماندن نیست قرار گرفته،و قصد کوچ بسوى منزلى پر نعمت و به ناحیهاى که در آن آسایش و راحتى است نمودهاند (اینها براى رسیدن به آن منزل) مشقتهاى راه را متحمل شدهاند، فراقدوستان را پذیرفته، سختى مسافرت و غذاهاى ناگوار را با جان و دل قبول نمودهاند، تا بخانه وسیع خویش و سر منزل قرار و آرامش خود گام نهند. از هیچکدام از این ناراحتیها و مشکلات دراین راه احساس درد و رنجى نمىکنند، هزینههاى مصرف شده را غرامت نمىانگارند، و هیچ چیز برایشان محبوبتر از آن نیست که آنان را به منزلشان نزدیک و به محل آرامششان برساند. اما کسانى که به دنیا مغرور شدهاند،همانند مسافرانى هستند که درمنزلى پر نعمت قرار داشته، سپس به آنها اعلام مىشود که باید بسوى منزلىخشک و خالى از نعمت حرکت کنند، نزد آنان هیچ چیز ناخوش آیندتر و ناراحتکنندهتر از مفارقت آنچه در آن بودهاند و حرکتبسوى ناراحتیهائى که بایدتحمل کنند و در آن قرار گیرند، نیست!
خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران بگیر! پس آنچه را که براى خود دوست مىدارى براى دیگران دوست دار، و آنچه را که براى خود نمىپسندى بر دیگران نیز مپسند. ستم مکن! همانگونهکه دوست ندارى بتو ستم شود. نیکى کن، همانطور که دوست دارى نسبتبتو نیکى کنند، براى خویشتن چیزى را زشتبدان که همان را براى دیگرى قبیح مىشمارى، بهمان چیز براى مردم راضى باش که براى خود مىپسندى. آنچه نمىدانى مگو، اگر چه آنچه مىدانى بسیار اندک است! و آنچه را کهدوست ندارى به تو بگویند به دیگران نیز مگو.
بدان که عجب و غرور،ضد صواب و راستى و آفت عقل است.نهایتکوشش و تلاش را در زندگى داشته باش! (و از آنچه به دست آوردهاى انفاق کن) و براىدیگران اندوخته مکن!، و آن گاه که در راه راست هدایتیافتى، در برابر پروردگارت سختخاضع و خاشع باش.
بدان! راهى بس طولانى و پر مشقت در پیش دارى و نیز بدان در این راه از کوشش صحیح، تلاش فراوان، و اندازهگیرى توشه و راحله به مقدار کافى بىنیاز نخواهى بود، و با توجه به اینکه باید در این راه سبکبار باشى،بیش از تاب و تحمل خود بار بر دوش مگیر! که سنگینى آن براى تو وبال خواهد بود و هر گاه نیازمندى را یافتى که مىتواند زاد و توشه تو را تا رستاخیز بر دوش گیرد و فردا که به آن نیازمند شوى بتو پس دهد آنرا غنیمتبشمار واین زاد را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت بر جمع آورى چنین زاد و توشهاىرا دارى هر چه بیشتر فراهم ساز و همراه او بفرست، چرا که ممکن است روزىدر جستجوى چنین شخصى برآئى ولى پیدایش نکنى. هنگامى که بىنیاز هستى اگر کسى قرض بخواهد غنیمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستىات ادا نماید. بدان که پیش روى تو گردنههائى صعب العبور وجود دارد (که براى عبور از آنها) سبکباران حالشان به مراتب بهتر از سنگین باران است. و کندروانحالشان بسیار بدتر از سرعت کنندگان. بدان که نزول تو سرانجام یا در بهشت است یادر دوزخ بنابر این براى خویش پیش از رسیدنت به آن جهان وسائلى مهیا ساز و منزل را پیش از آمدنت آماده نما. زیرا «پس از مرگ عذر پذیرفته نمىشود» و راه بازگشتى بدنیا وجود ندارد.
بدان! همان کسى که گنجهاى آسمانها و زمین در اختیار دارد بتو اجازه دعا و درخواست را داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، بتو امر کرده که از او بخواهى تا بتو عطا کند و از او درخواست رحمت نمائى، تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسى را قرار نداده که حجاب و فاصله باشد و تو را مجبور نساخته که بشفیع و واسطهاى پناه ببرى. و مانعت نشده که اگر کار خلافى نمودى توبه کنى. در کیفر تو تعجیل ننموده و در انابه و بازگشت بر تو عیبنگرفته است. در آنجا که فضاحت و رسوائى سزاوار تو است،تو را رسوا نساختهو براى بازگشت و قبول توبه شرائط سنگینى قائل نشده است. در جریمه با تو به مناقشهنپرداخته و تو را از رحمتش مایوس نساخته است٬ بلکه باز گشت تو را از گناه٬ حسنه و نیکى قرار داده، گناه و بدیت را یک، و نیکیت را ده بحساب آورده است و در توبه و باز گشت و عذر خواهى را برویت گشوده است پس آنگاه که ندایش کنىبشنود،و آن زمان که با او نجوانمائى سخنت را میداند، پس حاجتت رابسوى او مىبرى، و آن چنانکه هستى در پیشگاه او خود را نشان مىدهى. هر گاه بخواهى میتوانی با او درد دل کنى و ناراحتى و مشکلاتت را در برابر او قراردهى. از او در کارهایت استعانت جوى، و از خزائن رحمتش چیزهائى را بخواه که جز او کسى قادر باعطاء آن نیست: مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن،و وسعت روزى. بار دیگر تاکید مىکنمکه خداوند کلیدهاى خزائنش را در دست تو قرار داده، زیرا بتو اجازه داده کهاز او در خواست کنى،بنابر این هر گاه خواستى، مىتوانى بوسیله دعا درهاىنعمتخدا را بگشائى، و باران رحمتخدا را فرود آورى. اما هرگز نباید از تاخیر در اجابت دعا مایوس گردى زیرا بخشش به اندازه نیت استگاه مىشود که اجابت بتاخیر میافتد تا اجر و پاداش و عطاى در خواستکننده بیشتر گردد و گاه میشود که در خواست میکنى اما اجابت نمیگردد درحالیکه بهتر از آن بزودى، و یا در موعد مقررى بتو عنایتخواهد شد و یا اینکه بخاطر چیز بهترى این خواستهات بر آورده نمىشود زیرا چه بسا چیزى را مىخواهى که اگر بتو داده شود موجب هلاکت دین تو مىشود. روى این اصل باید خواسته تو همیشه چیزى باشد که جمال و زیبائیش برایت باقى و وبال و بدیش از تو رختبربندد. مال براى تو باقى نمىماند و تو نیز براى آن باقى نخواهى ماند.
در تلاش براى دنیا اندازه نگهدار. آرام! که بزودى تاریکى برطرف مىشود (و حقیقت آشکار مىگردد) گویا مسافران به سر منزل مقصود رسیدهاند.آن کس که سریع براند به (قافله) ملحق خواهد شد!.
بدان آن کس که مرکبش شب و روز است دائما در حرکتاست،هر چند خود را ساکن مىپندارد. و همواره قطع مسافت مىکند، گرچه ظاهرا متوقف است.
بدان!بطور مسلم هرگز به همه آرزوهایت نخواهى رسید و از اجلت تجاوز نخواهى کرد (بیش از آنچه مقرر شده عمر نخواهى نمود) و تو در راههمان کسانى هستى که پیش از تو مىزیستهاند، بنابر این در طریق بدست آوردن دنیا ملایم باش؟ و در کسب و کار میانه روى را پیشه کن (نه حرص داشته باشو نه طمع) زیرا بسیار شده که تلاش بیحد در راه دنیا منجر بنابودى اموال گردیدهاست؟ چرا که نه هر تلاشگرى به روزى رسیده، و نه مدارا کننده محروم مىشود. بزرگوارتر از آن باش!که به پستى تن دردهى هر چند تو را به مقصودت برساند، زیرا تو نمىتوانى در برابر آنچه از آبرو و شخصیت در این راه از دست مىدهى، بهائىبدست آورى‏ «بنده دیگرى مباش چرا که خداوند تو را آزاد آفریده‏»! آن نیکى که جز با شر و بدى بدست نیاید نیکى نیست و نه آن آسایش و راحتى که با مشقت زیاد. نکند مرکبهاى طمع با سرعتحرکت کنند و تو را به مهلکه بیندازند. اگر توانستى که بین تو و خداوند، صاحب نعمتى واسطهاى نباشد٬ انجامده، زیرا تو قسمتخود را دریافتخواهى کرد، و سهمت را خواهى گرفت، و مقدار کمى که از ناحیه خدا برسد محترمانهتر است از مقدار زیادى که ازناحیه یکى از مخلوقانش باشد،هر چند همه نعمتها از ناحیه او است. تدارک و جبران آنچه بر اثر سکوتت از دست دادهاى آسانتر است، از جبران آنچه در اثر سخنت از دست رفته! چرا که نگهدارى آنچه در ظرف هست با محکم بستن دهانه آن امکانپذیر است. و نگهدارى آنچه در دستدارى نزد من محبوبتر است از درخواست چیزى که در دست دیگرى است. تلخى یاس و نادارى بهتر است از در خواست از مردم. ثروت کم همراه باعفت و پاکى و درستکارى بهتر است از ثروت فراوان توام با فجور و گناه.
انسان اسرار خویش را بهتر از هر کس دیگر نگهدارى مىکند.بسیارند کسانىکه بر زیان خود تلاش مىکنند.کسى که پر حرفى کند حرفهاى بى معنى زیادخواهد زد.هر کس اندیشه کند٬بینائى خواهد یافت. به نیکوکاران نزدیکشو که از آنان خواهى شد. از اهل شر و بدى دور شو تا از آنها بر کنارباشى. غذاى حرام بدترین غذاها است! ستم بر ناتوان بدترین ستم است!. آن گاه که رفق و مدارا کردن شدت بحساب آید، شدت، رفق و مدارائىخواهد بود.گاه مىشود که دارو مایه بیمارى، و بیمارى داروى نجاتبخش است. چه بسا آن کس که اهل اندرز نیست اندرز داده، و آن کس که ازاو درخواست نصیحت شده خدعه به کار برده است! از تکیه کردن بر آرزوها بر حذر باش،که سرمایه احمقان است. عقل،نگهدارى تجربهها است. بهترین تجربههایت آن است که به تو پند دهد. پیش از آنکه فرصت از دستبرود و مایه اندوهت گردد آنرا غنیمت بشمار. چنان نیست که هر کس درجستجو باشد به خواستهاش برسد. و هر غائب و پنهانى باز گردد. از موارد فساد،از بین بردن زاد و توشه و تباهساختن معاد است.هر کارى سرانجامى دارد، بزودى آنچه برایت مقدر شده بتو خواهد رسید.هر بازرگانى هموارهخود را در مخاطره مىاندازد(تا نتیجه گیرد). بسیار شده که سرمایه کم،رشدش از سرمایه زیاد بیشتر بوده است! نه در کمک کار پستخیرى وجود دارد و نه در دوست متهم. آنگاه کهروزگار در اختیار تو استبهره خود را بگیر. هیچگاه نعمتى را به خاطر اینکه بیشتر بدست آورى بخطر مینداز. از سوارشدن بر مرکب سرکش لجاجت بر حذرباش.
وظیفه تو در برابر دوستان: در برابر برادرت این مطالب را بر خود تحمل کن: به هنگام قطعرابطه از ناحیه او تو پیوند نما، و هنگام قهر و دوریش، لطف و نزدیکى. در برابر بخلش، بذل و بخشش٬و در زمان دوریش، نزدیکى، به هنگام سختگیریش نرمش به هنگام جرمش قبول عذر، آنچنانکه گویا تو بنده او هستى. و او صاحب نعمت تو است.(اما) بر حذر باش از اینکه آنچه گفته شد درغیر محلش قرار دهى یا درباره کسى که اهلیت ندارد به انجام رسانى. هرگزدشمن دوستخود را به دوستى مگیر! که با اینکار با دوستتبه دشمنى برخاستهاى. نصیحتخالصانه خود را براى برادرت مهیا ساز! خواه نیک باشد یا بد. خشم را فرو خور که من جرعهاى شیرینتر و خوش سرانجامتر و لذتبخشتر از آن ندیدم. با کسیکه با تو به خشونت رفتار کند نرمى پیش گیر،که بزودى او در برابر تو نرم خواهد شد. با دشمن خود با فضل و کرم رفتار کن، که در میان یکى از دو پیروزى شیرینترین را بر گزیدهاى. اگر خواستى پیوند برادرى و رفاقت را ببرى جاى دستى برایش باقى بگذار که اگر روزى خواستباز گردد و بار دیگر با تو دوست شود، بتواند. کسى که بتو گمان نیکى برد با (عملت) گمانش را تصدیق کن!
هیچگاه به اعتماد رفاقت و یگانگى که بین تو و برادرت هست حق اورا ضایع مکن! زیرا آنکه حقش را ضایع مىکنى با تو برادر نخواهد بود. سعى کن خاندانت بدترین افراد نسبتبه تو نباشند. به کسیکه به تو علاقهندارد علاقمند مباش! نباید برادرت در قطع پیوند برادرى نیرومندتر از تو دربر قرارى پیوند، و نه در بدى کردن قویتر از تو در نیکى کردن باشد! ظلم و ستم کسیکه بر تو ستم مىکند زیاد بر تو گران نیاید چرا که در حقیقت بزیان خود و سود تو تلاش مىکند(و سرانجام بر او پیروز خواهى شد) پاداشکسیکه تو را خوشحال مىکند این نیست که باو بدى کنى.
بدان که‏ «روزى‏» بر دوگونه است: یک نوع روزى است که بهجستجوى آن بر مىخیزى، و روزى دیگرى است که بسراغ تو خواهد آمد٬ یعنى اگرتو هم بسویش نروى بسویت میآید، چه زشت استخضوع بهنگام نیاز، و جفا و ستمبهنگام بىنیازى.تنها از دنیا آنمقدار مال تو خواهد بود که با آن سراى آخرتترا اصلاح کنى. اگر قرار است براى چیزى که از دستت رفته ناراحت شوى پس براى هر چیزى که بتو نرسیده نیز ناراحتباش! با آنچه در گذشته دیدهو شنیدهاى بر آنچه هنوز نیامده است استدلال کن! چرا که امور شبیه یکدیگرند. از کسانى مباش که پند و اندرز به آنها سود نمىبخشد مگر آن زمان که سختدر توبیخ او مبالغه کنى، چرا که عاقلان با اندرز و آداب پند مىپذیرند اماچهارپایان با زدن! هم و غمها را با نیروى صبر و حسن یقین از خود دور ساز! کسى که میانهروى را ترک کند از راه حق منحرف شده، یار و همنشیندر حکم خویشاوند است. دوست آن است که در نبود انسان حق دوستى را رعایت کند،هوا و هوس شریک کورى است.چه بسا دور افتادگانى که ازخویشاوندان نزدیکترند و خویشاوندانى که از هر کس دورتر مىباشند! غریب کسى است که دوست نداشته باشد.کسى که از حق تجاوز کند درتنگنا قرار میگیرد. آن کس که به ارزش خود اکتفا کند برایش پایندهتر خواهدبود.مطمئنترین وسیلهاى که میتوانى بآن چنک بزنى وسیلهاى است که بینتو و خدایت ایجاد رابطه کند. کسى که بکار تو اهمیت نمیدهد در حقیقت دشمن تو است. گاه میشود که نومیدى نوعى وصول بمقصد است! و این در صورتىاست که طمع موجب هلاکتشود.چنان نیست که هر عیب پنهانى آشکار شود و همه فرصتها بنتیجه رسد. گاه میشود که بینا بخطا میرود، و نابینا بمقصد میرسد. شر و بدى را تاخیر افکن زیرا هر وقتبخواهى میتوانى انجام دهى! بریدن ازجاهل معادل پیوند با عاقل و هوشیار است. کسى که از مکر زمان ایمن بماند زمان به او خیانت خواهد کرد، وکسى که آن را بزرگ بشمارد او را خوار خواهد ساخت.چنین نیست که هر تیر اندازى به هدف بزند. آن گاه که حکومت تغییر کند و دگرگون شود زمانه دگرگون خواهد شد، پیش از حرکتبه سوى سفر درباره همسفرتجستجو و تحقیق کن،و پیش از گرفتن منزل درباره همسایهات. از گفتن سخنانبى محتوا بر حذر باش گر چه آن را از دیگرى نقل کنى.
دین و دنیایت را نزد خداوند بامانت گذار، و از او بهترین مقدرات را هماکنون و در آینده،در دنیا و آخرت مسئلت نما!

                                                             نهج البلاغه: بخشهایی از نامه ۳۱ 

 میلاد مسعود مظهر عدالت علی (ع) مبارک باد

[ ۱۳۸٤/٥/٢۸ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

چه خواهد شد؟

به یقین بدانید! خداوند براى بنده خود ( هر چند با سیاست و سخت کوش و در طرح و نقشه نیرومند باشد ) بیش از آنچه که در علم الهدی وعده فرمود: قرار نخواهد داد؛ و میان بنده ( هر چند ناتوان و کم سیاست باشد) و آنچه در قرآن براى او رقم زده حایلى نخواهد گذاشت. هر کس این حقیقت را بشناسد و به کار گیرد، از همة مردم آسوده تر است و سود بیشترى خواهد برد. و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زیانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده اى که گرفتار عذاب شود و چه بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمایش گردد. پس اى کسى که از این گفتار بهره مند میشوی، بر شکرگزارى بیفزاى ، و از شتاب بى جا دست بردار ، و به روزی رسیده قناعت کن.

                                                               نهج البلاغه:حکمت ۲۷۳

[ ۱۳۸٤/٥/٢٤ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ الهۀ امید ]

باز هم برف خواهد آمد

از بچگی یادمه برف رو خیلی دوست داشتم
وقتی خیلی برف می اومد
سیاهی های شهر رو سفید میکرد
و زشتیهاش رو زیبا
دوست داشتم فقط بنشینم و نگاش کنم
اما بچه های دیگه
از روی برفها رد میشدن
اونها رو له میکردن
و گوله گوله به سمت هم پرتاب
و من ابتدائا حسرت میخوردم
ولی بعد
وقتی به این فکر میکردم که:
          «دوباره برف خواهد آمد»
خوشحال میشدم
اما یه فکر آزار دهنده ای بلافاصله تکرار میشد که:
          «دوباره له خواهد شد 
               اگر هم له نشه ، 
                  آب خواهد شد»

حالا که بزرگ شدم
این آمدن و رفتن رو
پذیرفتم و میدونم که قشنگیشم به همینه
پس منتظرم که :
        
«باز هم برف بیاید و باز هم آب شود»

                      *****************************

                   وبلاگ دوست جدید بنام سیاه وسفید رو حتما سربزنید

[ ۱۳۸٤/٥/٢۱ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

همه چیز روبراهه

صبح بخیر! بلند شو دیگه. امروز روز خوبیه، مثل دیروز ، مثل پریروز ، مثل همه روزای گذشته. مگه نمیخوای بری سرکار؟ خوشبختانه مثل همه جوونای هم سن و سال خودت کار داری و بیکار نیستی. وسیله هم که داری. تازه اگه هم نداشتی مشکلی نبود. تاکسیها در خدمتن. کرایه شونم که اصلا گرون نیست. در بستی هم سوار نمیکنن. فقط منتظرن تو رو سوار کنن برسونن. تازه بدون کرایه اضافی. چی؟ میخوای صبحونه بخوری؟ خب بخور . نون گرفتی؟ نه؟ خب برو بگیر. این همه نونوایی، تازه نوناشم اینقده خوبه ... از قیمتش معلومه. خوش به حالت ، ما که بچه بودیم ، یه تومن میدادیم ، صدتا نون بهمون میدادن ولی شما صد تومن میدین یه نون گنده بهت میدن. گرفتی؟ بخو نوش جونت. شما چقدر خوبید که تو محل کارتون صبحونه نمیخورید. دوره ما همه تو محل کارشون صبحونه میخوردن. الان خوبه. شما نه صبحونه میخورید ، نه ناشتایی ، نه ناهار ، نه برانماز تعطیل میکنید. اصلا شما از امت خیلی قدیمیترها هم که میگن صفا و صمیمیت داشتن ، خیلی بهترید و فقط به فکر راه انداختن کار مردمید. آفرین. بارک الله

خب زود باش دیگه. دیر میشه هو. چی؟ داری لباساتو میپوشی؟ برا چی تو این گرما کت میپوشی؟ به مسولین اداره تون لج میکنی؟ آهان ، چون اونا گفتن با تی شرت بیایید که گرمتون نشه تو میخوای حالشونو بگیری. فهمیدم. راستی خانمت کجاست؟ زن نداری؟ بابا خیلی با حالی. تو این شرایط که آدما مشکل مسکن ندارن و بانکها یقتو بزور میگیرن و وامهای کلان بهت میدن و اصلا هم سود روش نمیکشن و اصلا هم آبروتو جلوی ضامنهای ننه مرده نمیبرن و یک آن میشه ده تا زن گرفت و همشونم خوشبخت کرد، تو عذب موندی؟ خاک برسرت.

خب لباساتو پوشیدی؟ بریم؟ در رو یواش ببند.... وای چه هوای خوبی خدا. برعکس قدیما اصلا آلوده نیست. این چیه گذاشتی روی دماغت؟ ماسکه؟ گفتن اینو بزاری که در بازدمهات هوا رو آلوده نکنی؟ اوه چه خوب. بابا خیلی به محیط زیست اهمیت میدن. چه جالب... میگم شهر شما چه خلوته. ماشینا کجان؟ چه خیابونای صافی . آدم دوست داره بخوابه رو زمین ، یه خر غلت حسابی بزنه. چقدر تو خیابوناتون بالش گذاشتن. آدم سرشو بزاره روش بخوابه... میگم اونور خیابونو نیگا کن. تو پیاده رو. مردم چقدر شادن. ریلکس. وای چه صمیمی به هم تنه میزنن. چقدر دست و دل بازن این مردم.... ای ای ای . اون چرا همه پولاشو داره میده به پیراشکیه. یه پیراشکی هم بیشتر نگرفت که. وای چه با اشتها میخوره. حتما هیچ غم و غصه ای نداره. لابد فرهنگ ساده خوری رو ترویج میکنه... میگم این مرد و زنا چرا اینقده چسبیدن به هم راه میرن. قبلنا که ما بودیم مردا از یه خیابون میرفتن ، زنا از یه خیابون دیگه. عجب.

خب ، فکر کنم رسیدیم. میگم چه اداره قشنگی دارین. چرا کنار پله ها جاده زدن؟ برا معلولینه؟ چه خوب. همه طبقات داره؟ بابا خیلی اینجا به فکر معلولینن... پس چرا هیچ مراجعی نمیاد؟ چقدر خلوته؟ لابد مردم خیالشون راحته. کارمندا خودشون کار اونا رو انجام میدن و اصلا هم نیازی به پیگیری نداره. نامه هاشونم توی اداره گم نمیشه. حق کسی هم ضایع نمیشه. خب معلومه وقتی همه کارشونو خوب انجام میدن نیاز به نظارت و کنترل که هیچوقت نبوده ، نیست... هان داری میخندی. فیش حقوقته؟ چقدر کم؟ خودتون گفتین کم باشه؟ چه کارمندای خوبی. برا چی گفتین کم باشه؟ بقچه ذخیره قرضی پر بشه؟ که چی؟ آهان فهمیدم. که بجای اینکه همه مردم زحمت شمردن پولهارو بکشن ، چند نفر رنج بقیه رو متحمل بشن. میگم چه بقچه پر برکتیه: دو میلیارد دو میلیارد به نیازمندا کمک میکنه. خب میدونی ، حق دارن دیگه. خرج تحصیل خارج از کشور بچه هاشون، پول ساخت و ساز ویلا و برج و خونه های کوچولو موچولوشون. دلم واست بگه که خرج آپدیت کردن ماشیناشون. میدونی که الان آپدیت کردن اپیدمیه. مثل بقیه مردمم که نیستن که آب و برق و گاز و تلفن و بنزین براشون مجانی باشه. خرج تعطیلاتشونم که نگو و نپرس . به هر حال زحمت میکشنو خب حقشونه....

راستی میگم ساعت چهار عصره نمیخوای بریم خونه؟ نه؟ میخوای اضافه کاری بکنی؟ تا کی؟ تا نه شب؟ علیته بابا؟ براچی؟ کارتو دوست داری؟ چه خوب. میدونی با این اخلاقای خوبی که شماها دارین خیلی سریع رشد میکنین (جون عمه هاتون)... چرا روزنامه رو یه نگاه نمیندازی؟ چیزی نداره؟ آره راست میگی. خوب میدونی کسی طلاق نمیگیره ، یا بزهکاری و دزدی و قتلی صورت نمیگیره که مطالب صفحات حوادث رو تامین کنه. مسئولینم که چون اهل حرف و شعار نیستنو فقط عمل میکنن ، لذا مصاحبه ای نیست که صفحه سیاسی رو پر کنه. مشکل اقتصاد و خشکسالی اینام که ندارید که نیاز به دعا و راز نیاز داشته باشه تا توی صفحه اقتصاد ازش صحبت بشه. آدمهام که سرهم کلاه نمیزارن و برا هم نمیزنن و اخلاقیات رو هم رعایت میکنن و لذا نیازی به صفحه اجتماعی هم نیست. فرهنگم که خدا بده برکت. شما خودتون فرهنگ ساز و تمدن سازینو نیازی به مقالات تحلیلی ندارید. مشکل جوونا هم که ندارین که روزنامه ها بخوان بهش بپردازن. خدا برکت بده به یاهو مسنجر. همه مشکلاتو حل کرده. مشکل پزشکی- درمانی هم که ندارین. بیمارستانها خودشون کارشونو بلدن. پزشکا هم که قیچی میچی تو دل کسی جا نمیزارن. یه جورم مریضو خوب میکنن که تا آخر عمرش نخواد دوباره بره بیمارستان. تازه پول زیر میزی هم به مریضه میدن: یه میلیون یه میلیون. وای دارم کف میکنم. تا این همه آدم خوب تو شهر شماست ، غمی ندارید. نفت و گاز و غاز و ماز و همه چی هم که دارید....

آخ میگم شب شد ، پاشو بریم خونه دیگه. چقدر کار میکنی. بریم؟ برا شام میخوای چی بگیری؟ هیچی؟ تو رژیمی؟ اوه گود. دوست دختراتم که همه تو رژیمن: باربی ، باربی ، باربی. راستی چند تا دوست دختر داری؟ همش هفتادتا؟ آخی بمیرم چه کم. خب بریم دیگه. چرا از اونطرف میری؟ مسیر خونه که از اینوره. هان؟ داری میری پارتی؟ اوکی اوکی. لابد میخوای روحتو تلطیف کنی. چه خوب .نه به اون کارت نه به این راهت. من نیام؟ براچی؟ آهان شما راز و نیاز دارین ، ما مزاحمیم. باشه. التماس دعا. من تو پارک منتظرت میمونم. برم یه چیتوز موتوری بگیرم بخورم. دلم داره ضعف میره.... اومدی؟ دیر اومدی. بریم خونه دیگه؟ میگم روز خوبی بود نه؟ میدونی وقتی به این فکر میکنم که شما چقدر راحت زندگی میکنین ، دلم میخواد برای همه مسببینش دعا کنم. الهی.....

خوابت میاد باشه بخواب. همه جا امن و امانه. درشکه چی جدیدم که قول داده با تعمیر چرخای درشکه از هواپیما جلو بزنه و ... چه راحت خوابیدی... چه ریلکسی.... حتما روانشناسای خوبی تو شهرتون کار میکنن... بخواب . همه چیز روبراهه. شب بخیر!

[ ۱۳۸٤/٥/۱٦ ] [ ٦:٢۸ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

وقتی درون آدم تغییر میکنه(با اجازه شاعر محترم)

آیینه به من دروغ می گوید؟!
این چهره منم که غرق لبخندم !؟
این چهره منم که چشم هایم را
برهر چه شب سیاه می بندم
باور کنم این منم که می خندم ؟
اینگونه به روی هر چه زیباییست
این شعر من است این که می گوید
اندوهی و حسرتی به دنیا نیست
باور کنم این منم که می گویم
حتی شب سرد تیره هم زیباست
باور کنم این منم که می گویم
در هر دو جهان فقط خدا تنهاست؟
سهم من و دل چه بوده از هستی؟
آرامش سبزلحظه ای آبی
آغاز سپیده، وعده ای حق است
بعداز شب با شکوه مهتابی
باور کنم این منم که میرویم
در باغچه قشنگ رویاها
برآنچه گذشته می کشم خطی
چشمم به طلوع سبز فرداها...

                              شعر از خانم ح.ج

[ ۱۳۸٤/٥/۸ ] [ ۳:٠٢ ‎ق.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس