الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

تو خود دانی که من بی تو ، عدم باشم ، عدم باشم

عدم خود قابل هست است ، از آن هم نیز کم باشم

خدای من هر روز که میگذره بیشتر بهت ایمان پیدا میکنم و هرچه جلوتر میرم میفهمم که بیشتر نمیشناسمت. تو چقدر قشنگ زندگیها رو طراحی میکنی و ما نمیدونیم. یادمه بچه بودم. یه نقاش اومده بود مدرسه مون و زنگ هنر پای تخته داشت یه نقاشی میکشید. اولش یه سری خطوط بی ربط به هم کشید. در حین نقاشی او ، معلم هنر میگفت بچه ها حدس بزنید استاد چی میکشه. هرکدوم از بچه ها یه چیزی میگفتند و میخندیدیم. اوایل خطوط بی ربط خیلی جالب به نظر نمیرسید. اما کم کم که نقاش این خطوط رو به هم وصل میکرد ، کلاس ساکتتر میشد و بچه ها و معلم هنر بیشتر محو تماشای تصویری میشدند که هرچه میگذشت زیباتر میشد. خدای من باور دارم که تو بهترین طراحی و دارم یاد میگیرم که صبرکنم تا ناملایمات زندگی و ملایماتش کنار هم قرار بگیره تا اونوقت بفهمم که تو بهترین سرنوشت رو برای من و ما رقم میزنی. البته بسته به ظرفیتمون و تلاشی که خودمون برای افزایش این ظرفیت میکنیم.

خدای من میدونم که نمیشناسمت ولی همین اندک شناختی هم که بدست میارم باعث میشه بیشتر در برابرت احساس ضعف و کوچکی کنم و باعث میشه با داشتنت بیشتر در برابر دست اندازهای زندگی احساس قدرت و شجاعت کنم. دوستت دارم تا بینهایت. بخاطر قبولی سارا در مقطع کارشناسی ارشد که یکی از اعضای خوب گروه ٢ هست ازت صمیمانه تشکر میکنم. همچنین قبولی سوگند، دیگر عضو شایسته ی این گروه.

توی لحظه های تلخ بی کسی ، تو هجوم سختیا وقتی نداشتم نفسی ؛ وقتی یک ردپا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ؛ و منم مثل همیشه ناسپاس . حالا بیشتر باور میکنم که چقدر من و ما رو به دوش میکشی و ما نمیفهیم و فکر میکنیم خودمونیم و خودمون. باز هم ممنون و باز هم ممنون.

از دست تو من ای یار ، هیچوقت نمیشم خسته ؛ تو مثل نفس هستی ، هیچوقت نمیگم بسه ؛ دل با می تو مسته ، از دست غما رسته ؛ مثل پوسته به هسته ، گشته به تو وابسته ؛ از انرژی قلبت ، میوه های من رسته ؛ ای کس من بی کس ، پر نمیکنه هیچکس ، جای خالیت هرگز ، تو نشی زمن خسته ؛ آرامش من باتو ، آسایش من از تو ؛ محتاج نگاهت هست ، این شیشه ی بشکسته ؛ هرگز تو منو تنها ، لحظه ای دمی نگذار ، چیزی نمیخوام از تو ، یک نگاهتم بسه

[ ۱۳۸۸/٧/۱٩ ] [ ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]

میگفت: از پیامبر(ص) یاد بگیرید. به عیادت بیماری رفت که وقتی سالم بود رو سر ایشون خاکستر ریخته بود. میگفتند: ای بابا اون پیامبر بوده ، ما کجا اون کجا !! میگفت: از امام علی(ع) یاد بگیرید: دست برادرش عقیل رو سوزوند تا بهش بفهمونه درست نیست به حق دیگران تجاوز کرد. میگفتند: ای بابا اون امامه ، ما کجا او کجا !! میگفت: ...... میگفتند: ......

آنقدر گفتند و گفتند و گفتند تا امروز بهترین الگوها تبدیل شدن به افسانه و داستان و بیشتر ابزارهایی برای مقدس نمایی بعضیا و بهانه هایی برای تخیله هیجانی بعضی دیگر. و کمتر مسلمانی امروز بطور واقعی دنبال اینه که از اونا در رفتار و گفتار الگو بگیره. ما بهترین الگوهارو به دست خودمون سوزوندیم و زن و مردهامون الگوشون شده ..... یعنی واقعا ما نمیتونیم از اونا الگو بگیریم و درحدّ ظرفیت خودمون مثلا: همدیگرو ببخشیم؟ نمیتونیم کینه نورزیم؟ ، نمیتونیم بزرگوار باشیم؟ تهمت نزنیم ، آبرو نریزیم ، دل نشکنیم ، زور نگیم؟ بنظرم میتونیم و میتونیم از بزرگانمون الگو بگیریم و نگیم اونا..... بگذریم. خدایا مارو به خودمون وامگذار و بهمون این فهم و درک رو بده که قدر داشته هامونو بدونیم.

[ ۱۳۸۸/٧/٢ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس