الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

1. چندین سال پیش در ایران اگر میخواستی از هاشمی رفسنجانی نقد کنی ، اکثرا اما نه همیشه ، مورد هجوم یکسری تندرو قرار میگرفتی که تورا ضد انقلاب و مخالف نظام میدانستند. زمانی بود که درنماز جمعه شعار میدادند: « مخالف هاشمی مخالف رهبر است ، مخالف رهبری دشمن پیغمبر است » و به این ترتیب جلوی هرگونه نقدی از عملکرد هاشمی را میگرفتند. نقدهایی که اگر بموقع انجام میشد ( چه از ایشان چه از همۀ مسئولین )، شاید جلوی بسیاری از اشتباهاتی که به ضرر این مملکت صورت گرفت ، و توسط عده ای مغرض به جفا بنام اسلام نوشته شد ، گرفته میشد.

2. این رویۀ غلط از دیرباز در ایران بوده و هست که حساب افراد به حساب انقلاب گذاشته میشود ، و حساب انقلاب به حساب اسلام. هرچند که نوعاً افراد سعی میکنند مطابق اهداف انقلاب عمل کنند ( اما نه همیشه ) ، و انقلاب هم تلاش میشود در راستای اسلام پیش رود. اما چون افراد غیرمعصوم هستند و ممکن است خطا کنند ، بهتراست عملکرد آنها عین اهداف انقلاب اسلامی تلقی یا وانمود نشود ، و منتقدین این افراد ، ضد انقلاب معرفی نشوند ، و انقلاب نیز چون توسط غیرمعصومین هدایت میشود ، و ممکن است گاهی نتوانند صددرصد آنرا در مسیر اسلام پیش برند ، نقد انقلاب نیز نقد اسلام محسوب نشود ، و منتقدین انقلاب ، ضداسلام معرفی نشوند. در چنین شرایطی میتوانیم امیدوار باشیم که افرادی مثل هاشمی رفسنجانی با قرارگرفتن در فضای نقد آزاد و منطقی از یار امام تبدیل به فردی غیرقابل اعتماد ( به تعبیر آقای احمد خاتمی و به فرض درستی مدعای ایشان) نشوند ، و انقلاب نیز از مسیر اسلام خارج نشود.

3. مطابق فرمایش معصوم که میفرماید آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند و بلعکس ، چه خوب بود آقای احمد خاتمی و همفکرانش ، حال که تحلیل تغییرات هاشمی رفسنجانی را مجاز دانسته اند ، فضایی ایجاد کنند که مخالفان آقای احمد خاتمی و همفکرانش نیز بتوانند تغییرات ایشان را تحلیل و به نقد بکشند. مگر اینکه ایشان مخالف و منتقد خودشان را مخالف و منتقد رهبری بدانند که باز چرخۀ معیوب شکل خواهد گرفت. مثلا شاید بد نباشد یکی اجازه پیدا کند که درمورد تفاوت سبک زندگی برخی افراد در قبل و بعد از انقلاب ، و قبل و بعداز قدرت ، صحبت کند یا مقاله بنویسد. اینکه قبل از انقلاب قوت غالب عده ای چه بود و بعداز انقلاب چه شد؟ وسیلۀ نقلیه شان چه بود و چه شد؟ درآمدشان و موجودی حساب بانکیشان چه بود و چه شد؟ محل زندگیشان کجا بود و کجا رفت؟ خرج میهمانیهایشان ، پوشاک خود و فرزندانشان ، فرش زیرپایشان چه بود و چه شد؟ پست و مقام بستگانشان چه بود و چه شد؟ و .... باشد که اسلام و چهره اش قربانی خودخواهی و خودبینی عده ای نشود. باشد که با رعایت اخلاق محمدی (ص) و علوی (ع) در تمام عرصه ها بخصوص عرصۀ مدیریت جامعه ، روزبروز بر عاشقان اسلام افزوده شود و این جوّ منفی دین گریزی که بمرور عرصۀ اجتماع را فرامیگیرد از بین برود.

4. و در پایان فرازهایی از نامه امیر قلبها (ع) به مالک اشتر: « هرگز به خشمی، که از آن، امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیر ساخته‌اند و باید فرمان من اطاعت ‌شود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونی‌ها در نعمت‌هاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آن‌ها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین می‌دهد و تندی و سرافرازی را فرو می‌کاهد و خردی را که از تو گریخته ‌است به تو باز می‌گرداند. بپرهیز از این‌که خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بی‌مقدار سازد. باید که محبوب‌ترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با میانه‌روی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم توده‌های مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آن‌که، خشم نزدیکان اگر توده‌های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد. با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار می‌کنی، عذرت پذیرفته‌ آید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگران‌اند و چنان باش که‌ برای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت. و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتری‌جویی‌ و گردنکشی است و در معاملت‌ با مردم رعایت انصاف نکنند. ریشه ایشان را با قطع‌ موجبات آن صفات قطع کن. به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به‌ اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمین‌های‌ مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان‌ برسانند و بخواهند بار زحمت‌ خود بر دوش آنان نهند. پس لذت و گوارایی، نصیب‌ ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد. اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوند پاداش شکیبایی تو را خواهد داد.»

بامید ظهور منجی (عج)

لینک ویدئو http://hn13.asset.aparat.com/aparat-video/d0e6ede23b811c613725d1542992b7ea1242274__65000.mp4

[ ۱۳٩٤/٢/۸ ] [ ۸:٢٠ ‎ق.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس