الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

« محبوب من! طی چندسال اخیر زیاد دیده ام و شنیده ام که حقانیت شما را زیر سوال برده اند: چه آنها که دستی در پژوهش دارند و چه آنهایی که بیسوادند و خود را علامه دهر میدانند. اخیرا هجمه ها بسمت شما بسیار بیشتر از گذشته شده و عجیب است که بسیاری از منتقدان شما ، افرادی هستند که عقاید خودشان را درحد وحی مُنزل قبول دارند ، اما شما که برآمده از وحی هستید را زیر سوال برده یا انکار مینمایند. احساس میکنم امروز دوست و دشمن کمر به نابودی شما بسته اند. دشمنان آگاهانه و از سرضعف ، و دوستان جاهلانه و از سر سطحی نگری. از دشمنان گلایه ندارم ، چرا که دشمن هستند و اگر جز این میکردند ، جای تعجب داشت. اما گلایۀ من از دوستان است. از شما میخواهم که با قدرت روشنگریتان ، این دوستان و مرا آگاه سازید. دوستانی که آنها را چند گروه میدانم:

گروه اوّل: دوستانی که دست نشاندۀ دشمنان شما هستند ، و در لباس دوست عمل میکنند. گروه دوّم: آنان که با زیر سوال بردن شما میخواهند برای خودشان شهرتی دست وپا کنند. گروه سوّم: آنان که از شما بعنوان ابزاری برای حفظ قدرت و مقام خویش ، سوء استفاده مینمایند. گروه چهارم: آنان که دانشگاهی هستند و بجای شناخت ضعفهای خودشان بکمک شما ، میخواهند ضعفهای شما را بکمک خودشان بشناسند. گروه پنجم: آنان که دانشگاهی هستند و با چند تعریف و تمجید از سوی دانشجویان و مقداری هم سوت وکف ، دچار توهم شده و احساس دانشمندی مطلق مینمایند و دیگر خدارا بنده نیستند و طبیعتا شمارا نیز قبول ندارند و به انحاء مختلف حقانیت شمارا زیرسوال میبرند. گروه ششم: آنان که دانشگاهی هستند و شمارا در هدایت و رستگاری بشر ضعیف میدانند و میخواهند خدایی کنند و مکتبی قویتر از شما بدین منظور تدوین نمایند.کسانی که نگاهشان به شما از بالا به پایین است ، نه از پایین به بالا. گروه هفتم: آنان که حوزوی هستند و درحالیکه از فهم کتب سادۀ مقطع راهنمایی عاجز بوده اند ، قصد فهم و تبلیغ شما را کرده اند و بواسطۀ ضعفی که در فهمشان و در روش تبلیغشان دارند ، بادفاع نادرست از شما ، شمارا زیر سوال میبرند. گروه هشتم: آنان که حوزوی هستند و فهم خودشان از شما را ، تنها فهم صحیح دانسته و بجای برخورد منطقی با دیگرانی که فهم متفاوتی دارند ، دائماً آنها را تکفیر نموده و هرروز حکم ارتداد جدیدی صادر میکنند. از دید اینها همه گمراه هستند بجز خودشان. گروه نهم: آنان که حوزوی هستند و دلسوز ، وشما را درحدّ ظرفیتشان خوب فهمیده اند، اما بواسطۀ ضعف در خودآگاهی ، صرفاً در حرف شما را تبلیغ میکنند و در عمل و رفتار ، مرام دشمنان شمارا. اینها کسانی هستند که با تناقض در حرف و عمل ، بیشترین ضربه را به جایگاه شما و تعالیم ارزشمندتان در جامعه میزنند. گروه دهم: آنان که حوزوی هستند و بواسطۀ ضعف شخصیتی و برای محبوب بودن و پرطرفدار شدن ، حاضرند حرام خدارا حلال و حلال خدا را حرام نمایند و هرروز بدعتی دردین میگذارند. گروه یازدهم: آنان که حوزوی هستند و متحجّر. اینها بیش از محتوای شما ، ظاهر شما را شناخته اند ( و همین ظاهر را هم نفهیمده اند). آنقدر در زیر و زبر کلمات شما گیر کرده اند ، که متوجه نیستند این کلمات برای چه نازل شده اند. اینها بیشتر شبیه دانشجویان رشته عربی هستند. برای آنها خداوند تبارک وتعالی مثل معلّم عربی است و نماز همچون امتحان عربی. بیشتر دنبال حفظ شما هستند تا فهم شما. دینشان نوعی آداب وسواسی است و مبنای رفتارشان ، آن چیزی است که از والدینشان یاد گرفته اند، نه آن چیزی که شما تایید میکنید. این گروه بدترین دشمنان دوست نمای شما هستند. عرصه اجتماع برای این گروه میدان جنگ است و مخالفان، دشمن. دائما دنبال بهانه ای برای دستگیری و زندانی کردن افرادند. منطقشان منطق زور است. گروه دوازدهم: آنان که از عوام مردم هستند ( عوام در دین )، اکثراً با یادگیری ناقص و تحریف شده ازشما ، چهره ای ناجور از یک مسلمان را بروز میدهند که هر بنی بشری را فراری میدهد. اینها عموما هرچه از شما که بنفع خودشان باشد را قبول دارند و هرچه به ضررشان باشد را نادیده میگیرند. آنچه را هم که قبول دارند ، یک بام و چند هوا عملی مینمایند. آنها اکثراً شمارا برای قسم دروغ نیاز دارند و سرقبر مرده هایشان. گروه سیزدهم: عده ای از عوام هستند که به شما بی توجهی و کم محلی میکنند و حتی برخیشان پارا از این فراتر گذاشته و شما را قبول ندارند. اینها دو دستی به دنیا چسبیده اند و کسب لذت هدف اصلی زندگیشان است. اساسا خدا را ساخته ذهن بشر میدانند و طبیعتا شمارا نیز. 

محبوب من! در این بین ، حداقلی از افراد نیز وجود دارند (از دانشگاهی و حوزوی و سایرمردم) که حقیقتاً تمام تلاششان را میکنند تا انسانی باشند ، آنچنانکه شما انتظار دارید.  اینها بیش از شعار ، اهل عمل به تعالیم شما هستند. ظاهرشان حسینی نیست و رفتارشان یزیدی. سعی میکنند از نظر اخلاقی و رفتاری بگونه ای باشند ، که آورندۀ شما (پیامبر صلوات الله) یادشان داده: همان پیامبری که علت بعثت خود را تکمیل اخلاق میداند. اینها عاملین به اخلاق محمّدی هستند.

محبوب من! این نامه را بواسطۀ نگرانی از بابت موقعیت شما ننوشتم. چراکه میدانم شما « قطعاً شکست ناپذیرید » (فصّلت 41). بلکه بدلیل نگرانی از وضعیت کسانی نوشتم که دوست دار واقعی شما هستند و ممکن است دراین فضای مسموم ، دچار تردید و لغزش شوند. از شما میخواهم به این گروه و به این حقیر کمک نمایی تا راه صحیح را بیابیم و هرگز از آن خارج نشویم. به حرمت لیالی قدر ، وجودت را از ما دریغ نکن. »

«  لَوْ أَنْزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ » : « اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى‏کردیم ، قطعاً از ترس خدا فروتن شده و شکاف برمی داشت » حشر 21

در ادامه مطلب مقاله ای از وبلاگ ( ازهمه چیز ) در خصوص اثبات حقانیت قرآن تقدیم به خوانندگان محترم:


اثبات حقانیت قرآن

گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

 

الف) اشاره به حرکت زمین:

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)

"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."

در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

 

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:

"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)

"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."

قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

 

ج)  "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)

"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

 

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:

"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)

"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."

در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

 

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:

"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"

"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."

این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

 

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:

"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"

"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

 

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:

"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)

"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."

 

 

 

یکی از مهمترین اختصاصات پیامبران است تا با ارائه آن به طالبان حقیقت صدق دعوی خود را بر همگان آشکار سازند. اینک ببینیم معجزه آخرین پیامبر چیست. باتوجه به اینکه عصر ما، عصر ختم نبوت است و ما امت خاتم پیامبران، آیا راهی برای درک و مشاهده اعجاز پیامبران بر ما وجود دارد یا نه؟

قرآن معجزه جاویدان پیامبر اسلام است. از آنجا که دین محمدی آخرین و کامل‌ترین ادیان، و شریعت اسلام ختم همه شرایع گذشته‌است و کلام و وحی خدا بر پیامبر ما جاودانه است، معجزه او نیز در طول تاریخ برای گروندگان و راه یافتگان لازم است که جاودانه باشد و این معجزه جاودان، کتاب اوست. پیامبران پیشین چون ابراهیم و موسی و عیسی زمینه اعجازشان غیر از کتاب‌شان بوده‌است؛ چون تبدیل آتش به محیطی سرد وبی ضرر، تبدیل عصا به اژدها و یا زنده کردن مردگان. معجزه‌هایی که همگی مقطعی و مخصوص به مخاطبان خاص بوده‌اند و امروز دیگر ما به چشم آنها را نمی‌بینیم؛ ولی قرآن در عین اینکه کتاب محمد است، برهان قاطع رسالت اونیز هست. برهانی که نه تنها در طول زمان جاودان می‌ماند، بلکه پیشرفت‌های علمی، جنبه‌های مجهولی از اعجاز این کتاب الهی را بیش از پیش بر جهانیان آشکار می‌کند. عصر خاتمیت، عصر رشد علم و فرهنگ است لذا معجزه پیامبر این عصر نیز کتاب است. معجزه‌ای متناسب با دوران آخرین پیامبر.علاوه بر آنکه وقوع بسیاری از معجزات دیگر چون شق القمر یا جوشیدن آب فراوان از چشمه‌ای خشک شده در جنگ تبوک برای پیامبر اسلام ثبت شده‌است، ولی قرآن معجزه اصلی و ماندگار آن حضرت است.

1- قرآن و اعداد شگفت انگیز

می‌دانیم که «یوم»، در عربی به معنای روز و «شهر»، به معنای ماه است و جالب اینکه یوم، در قرآن 365 بار و شهر، 12 بار تکرار شده است.دو کلمه «دنیا» و «آخرت»، در قرآن به تعداد مساوی با هم، هر کدام 115 بار تکرار شده است. دو کلمه «موت» و «حیاه» و مشتقاتشان نیز به تعداد مساوی، و هر کدام 145 بار تکرار شده است.همچنین در آیات قرآن دو کلمه «رجل» (مرد) و «امراه»(زن) به تعداد مساوی هر یک 24 بار آمده است.

2- قرآن و فصاحت و بلاغت: قرآن همچون دیگر کلامها از کلمات تشکیل شده است. هندسه کلمات قرآن به گونه‌ای است که نه می‌توان کلمات آنرا با کلمات دیگر جایگزین نمود و نه می‌توان نظیر عبارات و جملات بی‌بدیل قرآنی، جمله‌ای آورد. اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه؛ یعنی نه پیش از آن کسی بدین سبک سخن گفته و نه پس از آن کسی را یارای رقابت و مبارزه با قرآن است. قرآن، کلام فصاحت است، اما فصاحتی بالاتر از فصاحتهای فنی که علوم بلاغت از آن سخن می‌راند. قرآن، آهنگی متناسب با عوالم معنوی دارد. آهنگی که نه در چارچوب نثر می‌آید و نه همگونی و هماهنگی با شعر دارد. از امور شگفت دیگر آنکه پس از تأمل در سیاق قرآن، از یک نظر تصور می‌شود که الفاظ آن در ساختار و ترتیب تابع معانی‌اند و از نظر دیگر چنین می‌نماید که در آن، معانی پیر و الفاظ اند و همواره این تبدل رأی و کشمش نظر وجود دارد. با دقت نظر در الفاظ و معانی قرآن، فکر بر یک جهت مستقر نمی‌شود و معلوم نخواهد شد که تمایل کدامیک بیشتر است.

از دیگر نکات حیرت‌آور اینکه، کلام خود پیامبر که قرآن بر زبان او جاری شده است به روشنی با قرآن متفاوت است. سخنان آن حضرت از خطبه و دعا و حدیث، هیچ‌کدام رنگ و بوی قرآن را ندارد؛همچنین سخنان حضرت علی، که آینه تمام نمای فصاحت و بلاغت است. برای مثال علی علیه‌السلام در ضمن خطبه‌های فصیح خود، هر جا آیه‌ای از قرآن می‌آورد، آن آیه کاملاً متمایز است و لذا تحدی قرآن و دعوت برهانی آن همچنان و برای همیشه پابرجاست. استعمارگران آمریکا و انگلیس وگردانندگان بازی سیاست جهان، قرنهاست که برای زیرسلطه درآوردن کشورهای اسلامی و غارت ثروت آنان وتضعیف عظمت اسلام، به طور آشکار ونهان با قرآن مبارزه می‌کنند. مدعیان پیروی مسیحیت و کذابان کلیسا نشین، هر سال اموال گزافی را در تضعیف عقاید مسلمین و مبارزه با اسلام هزینه می‌کنند، اما هیچ کدام جرأت آن را در خود ندیده‌اند که هیئتی از سخنوران جهان را تشکیل دهند و به فریاد همیشه برقرار تحدی قرآن پاسخ گویند وحتی یک سوره چون قرآن بیاورند.

3- قرآن و خبر از آینده : قرآن کریم در برخی موارد پیشگویی‌های نموده است که سالها بعد به وقوع پیوست؛ چون شکست ایران از روم. هنگامی که ایران در سال 615 میلادی روم را شکست داد،قرآن با قاطعیت بیان کرد که کمتر از 10 سال دیگر روم، ایران را شکست خواهد داد وبعد همان گونه شد که قرآن خبر داده‌بود.

قوله تعالی:« غلبت الروم فی ادنی الارض وهم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین لله الامر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المومنون. (سوره روم آیات 4-2 )

رومیان مغلوب شدند در جنگی که در نزدیک این سرزمین ( مراد سرزمین سوریه و فلسطین است) و پس از مغلوب شدن، بار دیگر غالب خواهند شد. در مدت چند سال. فرمان، فرمان خداست چه پیش از پیروزی و چه پس از آن و در آن روز مؤمنان شادمان می شوند.)

همچنین یکی دیگر از مصادیق پیش‌گویی‌های صادق قرآن سوره کوثر است. می‌دانیم برخی از مشرکین جاهل چون پیامبر اسلام صاحب فرزند پسری نبود، نسل آن حضرت را مقطوع می‌دانستند. قرآن آن فرد را که پیامبر را ابتر(مقطوع النسل) نامید، ابتر می‌خواند واین خبر قرآن به درستی واقع شد، چرا که آن فرد با اینکه در آن روز صاحب فرزندی بود اما به تدریج در طول دو، سه نسل خاندانش منقرض شد ولی شجره طیبه فرزاندان پیامبر تا به امروز باقی است.

قوله تعالی: «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر».

(ماکوثر را به تو عطا کردیم.پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن که بدخواه تو، خود، ابتر است.)

از دیگراخبار غیبی قرآن می‌توان به خبر شکست کفار در جنگ بدر (سورهفجر آیات44و45)،فتح مکه وتحقق رؤیای صادقه پیامبر (سورهفتح آیه27) اشاره کرد.خداوند در آیه 24سوره بقره نیز می‌فرماید: هرگز نخواهید توانست نظیر سوره‌ای از قرآن بیاورید. این آیه نیز علاوه بر اینکه جنبه اعجاز قرآن را در تحدی اثبات می‌کند، خود نوعی پیشگویی است وتا امروز نیز کسی نتوانسته است نظیر سوره‌ای از قرآن بیاورد.

قرآن و علوم طبیعی

در میان مطالب فراوان و فرازهای متنوع قرآن اشارات بسیاری وجود دارد که حقایقی از اسرار جهان طبیعت را آشکار می‌سازد. حقایقی که بشر امروز بر اثر پیشرفت علم به کسب آن نائل شده است، در روزگار جاهلیت و در محیطی بدوی در لابلای تعبیرات و تمثیلات زیبا و در لفافه الفاظ وعبارات پر معنا، در قرآن آمده است.واین خود دلیل محکمی است بر اعجاز این کتاب آسمانی. با پیشرفت دانش، حقانیت مکتب اسلام و فوق بشری بودن کتاب قرآن، بیشتر نمایان می‌شود، بر خلاف انجیل که با پیشرفت علم، خرافات بافتگی آن بیشتر رنگ می‌بازد و تار وپود می‌‌‌پوسد. باید ذکر کرد که قرآن، کتاب نجوم یا جغرافیا ویا کتابی پیرامون علوم طبیعی نیست؛ بلکه کتاب خداشناسی و راهیابی حیات است ونمونه‌های متعددی که در مورد طبیعت در قرآن آمده است برای شناخت قدرت و عظمت الهی است ونیز برای اثبات حقانیت وجنبه اعجاز قرآن در طول تاریخ.

اکنون به بیان نمونه‌هایی می‌پردازیم:

۱سابقه کشف اینکه هر موجود زنده در اثر تلفیق دو سلول مختلف نر وماده به وجود می‌آید، به بیش از چند صد سال نمی‌رسد.پس از کشف‌های علمی جدید واختراع میکروسکوپ بود که بشر دانست تولید مثل در گیاهان نیز، براثر تلقیح ذرات بسیار ریز صورت می‌گیرد، که عامل انتقال این ذرات و گرده‌های گیاهی حشرات و باد می‌‌باشد. قرآن قرنها قبل از این کشفیات می‌فرماید: «اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم». (آیه7 سوره شعراء)(آیا به زمین ننگریسته‌اند کهچه قدر از هرگونه گیاهان نیکو در آن رویانیده‌ایم. )

 

خداوند همچنین علاوه بر بیان زوجیت در عالم نباتات، عامل لقاح را نیز در آیه 22 سوره حجر چنین بیان می‌کند: «وارسلنا الریاح لواقح فانزلنا من السماء ماء». (وبادهای بارورکننده را فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم.)

و جالب اینجاست که تحقیقات نشان داده است که بادها در بارور کردن ابرها و بارش برف وباران نیز نقش اصلی دارند. در تمام مراحل تبخیر آبهای سطحی و حرکت دادن بخارات آب و تشکیل و جابجایی ابرها و بارور کردن ابرها ، باد نقش اساسی را ایفا می‌کند. پس بادها نه تنها عامل تلقیح گیاهان ونباتات‌اند، بلکه عامل بارور کردن ابرها وانزال و ریزش باران از آسمان نیز می‌‌‌‌‌باشند.

حدود چهار قرن پیش گالیله، یکی از بزرگترین منجمین و دانشمندان اروپا، به جرم اینکه زمین را متحرک خوانده بود، محکوم به مرگ شد. در آن زمان اروپا دوران تاریک قرون وسطی را می‌گذراند. دورانی که ارباب کلیسا و وفاداران به تعالیم خرافی مسیحیت، بر گسترش علم و دانش مغرب زمین پنجه افکنده بودند وبا تفتیش عقاید وسوزاندن وشلاق و شکنجه، ناکامانه می‌کوشیدند تا انجیل را بر جامعه اروپا حاکم نگاه دارند. آنان مدعی بودند که زمین مرکز جهان است،  ساکن است و دیگر اجرام به دور آن می‌چرخند و واتیکان نیز مرکز زمین.اما قرآن در عصر جاهلیت وقرنها پیش از محکومیت گالیله، گاه به اشاره وکنایه و گاه به صراحت زمین ودیگر کرات و کائنات را متحرک می‌داند.

قرآن در آیه 15 سوره ملک زمین را به «ذلول» تشبیه می‌کند. ذلول به معنای شتر رامی است که همواره حرکت می‌کند وسوارش را نمی‌آزارد. در آیه 53 سوره طه و آیه 6 سوره نباء آنرا به گهواره تشبیه می‌کند. روشن است که خصوصیت اصلی گهواره حرکت تؤام با آرامش آن است.

 

قرآن علاوه بر این در آیات 38 تا 40 سوره یس خورشید وماه را نیز متحرک می‌داند.

قوله تعالی:« والشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم والقمر قدرنه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر ولا اللیل سابق النهار وکل فی فلک یسبحون». (و خورشید بسوی قرار گاه خویش روان است. این فرمان خدای پیروزمند و دانا است. برای ماه منزل‌هایی مقدر کردیم تا همانند شاخه خشک خرما، باریک شود (تشبیهی است برای قمر شبهای آخر ماه). خورشید را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزدکه بر روز پیشیگیرد وهر یک در مداری شناورند.)

 

قوله تعالی:« فلا اقسم برب المشارق والمغارب انا لقادرون». (آیه 40 سوره معارج) (پس سوگند به پروردگار همه مشرقها و مغربها که ما تواناییم.)

این آیه اشاره صریح به کروی بودن زمین دارد؛ چرا که تعدد مشرق ومغرب، در نتیجه کرویت وحرکت وضعی زمین است.

قرآن به آنچه که امروز تحت عنوان نیروی جاذبه عمومی کشف شده است و کائنات و اجرام و تارگان وسیارات را در جای خود وتحت حرکتی منظم وقانونمند نگاه می‌دارد و فاصله آنها را به تناسب حفظ می‌کند، نیز تلویحاً اشاره دارد. قرآن این نیروی جاذبه را به ستونهای نامرئی تشبیه کرده است می‌گوید:« الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها». (خداوندی است که آسمانها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید، برافراشت. ) (آیه 2 سوره رعد)

قوله تعالی:« ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین علی ان نسوی بنانه». (آیات 3و4 سوره قیامت) ( آیا آدمی می‌پندارد که ما استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد؟ آری، ما قادرهستیم که حتی سرانگشتهایش را درست گردانیم. )

این آیه اشاره به توانایی وقدرت خداوند در روز قیامت دارد و در پی اثبات امکان معاد است. در این آیه بر اثبات امکان معاد با توجه به قدرت الهی می‌گوید که خداوند حتی سرانگشتان انسانها را نیز به حالت اول برمی‌گرداند. دلیل انتخاب لفظ «سرانگشتان» در این آیه، خود، جالب توجه است،چراکه امروزه معلوم گردیده است که خطوط موجود در این عضو بدن یکی از پیچیده‌ترین وظریف‌ترین عجایب خلقت است. این خطوط در افراد مختلف، متفاوت است وهمین امر سبب ایجاد فن انگشت نگاری شده است.

در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

1-   معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.

2-      قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.

3-   آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.

4-   از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.

5-   در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.

6-   در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.

7-   قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

 

سخن آخر

گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند.

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.

 

قرآن کریم از ابعاد و زوایای مختلف مانند وضع قوانین‌، طرح مسائل تاریخی‌، پیشگویی‌ها و اخبار غیبی‌، علوم روز و مسائل ناشناختة علمی در عصر قرآن‌، معارف و طرح مسائل عقیدتی و... معجزه است که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود: 
الف‌: اعجاز از جهت فصاحت و بلاغت و در قلمرو لفظ و ساختار ظاهری متن آن‌. 
به اعتراف سخن شناسان عرب‌، قرآن کریم در فصاحت و بلاغت بی‌مانند است‌.(ر.ک‌: پیام قرآن‌، آیة‌الله مکارم شیرازی‌، ج 8، ص 87 ـ 113، مدرسة‌الامام امیرالمؤمنین / التمهید فی علوم القرآن‌، محمّدهادی معرفت‌، ج 4، مؤسسة النشر الاسلامی‌.) 
برخی از عناصری که باعث زیبایی و رسایی وجه ظاهری و سیمای برونی قرآن کریم و اعجاز آن است‌، عبارتند از: 
1. ژرفایی و حکمت‌آموزی واژگان‌: 
گزینش و چینش واژه‌ها در قرآن کریم در پرتو حکمت و دقت‌، صورت پذیرفته است‌; مثلاً "ظلمات‌" که گزارشگر مصادیق و نمودهای گوناگون گمراهی است‌، به صورت جمع آمده است‌; ولی "نور" که کنایه از صراط مستقیم و هدایت الهی است‌، به صورت مفرد بیان شده است‌.(بقره‌، 257) 
دو صفت متغایر برای زمین به اقتضای مورد، متفاوت آمده است‌: "وَ تَرَی الاْ ?َرْض‌َ هَامِدَة‌ً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ" (حج‌، 5)، "وَ مِن‌ْ ءَایَـَتِه‌ِ أَنَّکَ تَرَی الاْ ?َرْض‌َ خَـَشِعَة‌ً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ". (فصلت‌، 39) 
هر یک از این آیه‌، منعکس کننده ویژگی خاصی است‌. در آیه اول که سیاق آن پیرامون بعث و حشر مردگان است‌، تعبیر "هامده‌" که به مفهوم بی‌حرکتی و فقدان حیات است تناسب دارد. در آیه دوم که سیاق آیه به عبادت و خشوع می‌پردازد، تصویر "خاشعه‌" به مفهوم تذلل و خشوع‌، مقتضای کلام است‌.(علوم قرآن‌، محمدباقر سعیدی روشن‌، ص 105، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌;.) 
2. نو بودن سبک‌، خوش‌آوایی ترکیب‌: 
ساختمان ترکیبی کلمات قرآن و سبک بدیع و اختصاصی آن نه سابقه داشته است و نه تقلید پذیر است‌; سبک قرآن‌، نثر متعارف نیست‌; نظم و شعر نیز نمی‌باشد; بلکه ویژگی‌های مثبت هر دو را دارد. از جهت دیگر، جملات و آیات قرآن دربردارندة یک موضوع بسته و محدود نیست‌; بلکه هر آیه‌، متضمن موضوعات مختلف است‌. این سبک‌، یک تازگی و طراوت ویژه‌ای را مجسم می‌سازد که نمونه ناپذیر است‌; مانند: "وَ الطُّورِ # وَ کِتَـَب‌ٍ مَّسْطُورٍ # فِی رَق‌ٍّ مَّنشُورٍ # وَ الْبَیْت‌ِ الْمَعْمُورِ # وَ السَّقْف‌ِ الْمَرْفُوع‌ِ # وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ..." (تا آخر سوره طور) که در فرازها با تنوعی که دارد، همین خصوصیت ترسیم یافته است‌. این ویژگی‌، در تمام آیات و سور به تناسب خاص خود نمود می‌یابد و معانی همپای حروف و کلمات و آهنگ و موسیقی‌ِ سخن‌، به تصویر می‌نشیند و فضای ذهن خواننده را بی‌اختیار به همراه خود می‌برد.(ر.ک‌: علوم قرآن‌، همان‌، ص 106 ـ 108.) 
3. لطافت در بیان‌: 
قرآن‌، کتاب حقیقت است‌; نه رساله تخیّلی‌، احساسی‌، عاطفی و مبالغه‌آمیز; لیکن این نص گرانسنگ‌، در شرح و تبیین حقیقت از حد اعلای قواعد زیباسازی کلام و مفاهمه بهره‌ور است‌. 
قرآن کریم مشحون از زیباترین تشبیهات‌، کنایات‌، استعارات و تمثیل‌هاست‌. بنیاد فنون بلاغت و صنایع ادبی‌، یعنی دانش معانی‌، بیان‌، بدیع‌، رهین کاربردهای قرآنی است‌; امّا در عین حال معیارهای اساسی حقیقت‌گویی‌، خردمحوری‌، ارزش‌های انسانی و اخلاقی‌، همواره مورد توجه و مراعات است‌.(برای آشنایی با نمونه‌هایی از آن ر.ک‌: همان‌، ص 108 ـ 112.) 
ب‌: اعجاز از جهت بیان مسائل ناشناخته علمی در عصر قرآن مانند: خبر از حرکت زمین (نمل‌، 88); توازن قوه جاذبه و دافعه در کرات آسمانی (رعد،2); 
حرکت منظومه شمسی (یس‌، 38 و 40); گسترش جهان (ذاریات‌، 47); زندگی در کرات دیگر (شوری‌،29); زوجیت گیاهان (طه‌، 53); علل نزول باران و تگرگ (نور، 43); و... 
ج‌: اعجاز از جهت پیش‌گویی‌ها و اخبار غیبی‌. قرآن پیش گویی‌های متعددی را ذکر کرده است‌; مانند: 
1. پیروزی رومیان بر ایرانیان در کمتر از ده سال‌; (روم‌، 1و2) 
2. شکست مشرکان قریش که در مکّه پیش‌بینی شد; (قمر، 44و45) 
3. بازگشت پیامبر به مکّه‌; (قصص‌، 85) 
4. حج پیامبر که به عمرة‌القضا معروف شد; (فتح‌، 27) 
5. عدم ایمان ابولهب و مرگ او در حال کفر; (تبت‌) 
و غیر آن که همگی در زمان حیات پیامبر تحقق یافت و یکی از نشانه‌های اعجاز قرآن کریم به شمار می‌رود. 
قرآن پیش گویی‌هایی هم راجع به آینده‌های دور (پس از دوران پیامبر) کرده که عبارتند از: 
1. عقب گرد و انحطاط مسلمانان و مخالفت عملی آنان با خواسته‌ها و دستورهای اسلام که از جملة علایم آن‌: ذلیل دست دشمنان‌، سرکوبگر مؤمنان‌، فراری از جهاد و ترسو و محافظه کار شدن آنها است‌. (مائده‌، 54)(اقتباس از تفسیر المیزان‌، ج 5، ص 431ـ444.) 
2. پیوستن آگاهانه و درست ایرانیان به جامعة اسلامی و کمک مهم آنان به اسلام (مائده‌، 54); (نسأ، 133); (انعام‌، 89) 
3. پیروزی امام زمان‌غ و یاران آن حضرت بر همة سرزمین‌ها; (نور، 55); (قصص‌، 5); (انبیا، 105) 
4. حوادث سهمگین و پیش درآمد قیامت کبرا که از آن به اشراطالساعه تعبیر می‌شود; همچون زلزلة سهمگین‌، تاریک شدن آسمان‌، خاموش شدن ستارگان‌، خاموش شدن خورشید، نابودی کامل کوه‌ها و... که برای اطلاع از آن اوضاع و احوال‌، به ترجمة سوره‌های جزء سی‌ام قرآن همچون نازعات‌، زلزال‌، تکویر، انشقاق‌، قارعه‌، نبأ و سوره‌های دیگر قرآن همچون حج‌، مرسلات‌، دخان‌، طه‌، واقعه‌، الرحمن و... . ـ که نتیجة آن وقایع‌، تغییر نظام موجود طبیعت و پدید آمدن نظام جهانی دیگر متناسب با آخرت است ـ مراجعه کنید. 
5. محفوظ ماندن قرآن از گزند آسیب و تحریف‌: (حجر، 9); (فصلت‌، 42) 
6. ناتوانی جن و انس از آوردن کتابی مانند قرآن (اسرأ، 88); (بقره‌، 23); (یونس‌، 38); (هود; 13) 
برخی از دانشمندان‌، بُعد دیگری را در اعجاز قرآن‌، به نام اعجاز عددی قرآن کریم مطرح کرده و در این زمینه کتابهایی هم نوشته‌اند. مطابق این نوشته‌ها، برخی از کاربردهای قرآنی با واقعیتهای خارجی مطابقت دارد(برای آگاهی از این موارد ر.ک‌: اعجاز عددی قرآن کریم‌، عبدالرزاق نوفل‌، ترجمة مصطفی حسینی طباطبایی‌، نشر ناشر تهران و پژوهشی در شیوه‌های اعجاز قرآن‌، حسن عرفان‌، ص 119 و 120 دارالقرآن الکریم و الریاضیات فی القرآن الکریم‌، دکتر خلیفه عبدالسمیع خلیفه‌، مکتبة النهضة المصری‌، قاهره واعجاز قرآن‌، رشاد خلیفه‌، ترجمة محمد تقی آیت اللهی‌، انتشارات دانشگاه شیراز.) 
این نوع تحقیقات‌، اگر مستند و درست باشد و مبتنی بر حدس و گمان نباشد، بسیار جالب و از جهاتی خوب است‌; امّا هنوز به عنوان اعجاز برای قرآن پذیرفته نشده است‌; علاوه بر آن‌، برخی از آمارهای گفته شده‌، درست و تحقیقی نیست‌.(ر.ک‌: زیباترین سخن‌، حبیب‌الله احمدی‌، ص 176، مؤسسة فرهنگی اندیشه معاصر.)

 

 

 

برخی از پیشگویی‌های قرآن کریم تا به حال به وقوع پیوسته است‌; مثل آیه‌های 1 تا 6 سوره روم‌، 27 سوره فتح‌، 44 و 45 سورة قمر، 7 و 8 سوره أنفال و... همگی خبر از غیب داده‌اند; به عنوان نمونه آیات اولیة سورة روم خبر از شکست رومیان می‌دهد، (غلبت الروم‌) بعد، از محل این حادثهسخن به میان می‌آورد. (فی أَدْنَی الاْ رض) این شکست‌، در سرزمین نزدیک واقع است‌; منظور از آن‌، همان اراضی شام است که در قلمرو روم شرقی بود. این جنگ در دوران خسرو پرویز واقع شد که ایرانیان آنان را شکست سخت دادند و منطقه شامات‌، مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند و امپراطوری روم شرقی را تا آستانه انقراض پیش بردند; این واقعه در سال هفتم بعثت‌، در حالیکه پیامبر(ص) در مکه بود، اتفاق افتاد. مشرکان مکه و دشمنان اسلام از این ماجرا خوشحال شده و آنرا به فال نیک و دلیل بر حقانیت آیین شرک گرفتند; قرآن در تعقیب آیه فوق می‌افزاید: ولی بدانید این غلبه زمان زیادی به طول نمی‌انجامد. "وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِم‌ْ سَیَغْلِبُون‌"،آنها بعد از مغلوب شدن‌، به زودی غلبه می‌یابند; سپس انگشت روی جزئیات مسأله می‌گذارد. (فِی بِضْع‌ِ سِنِین‌َ لِلَّه‌ِ الاْ مْرُ مِن قَبْل‌ُ وَ مِن بَعْدُ یومئذ یَفْرَح‌ُ الْمُؤْمِنُون‌) و پیروزی رومیان در اندک زمانی اتفاق می‌افتد و مؤمنین شادمان خواهند شد. سپس برای تأکید بیشتر و بر طرف ساختن هرگونه شک و تردید می‌فرماید: "وَعْدَ اللَّه‌ِ لاَ یُخْلِف‌ُ اللَّه‌ُ وَعْدَه‌..." این وعده الهی است و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند. این وعده همان گونه به وقوع پیوست و پادشاه روم‌، هرقل ـ از سال 626 میلادی ـ حدود 9 سال بعد، شکست‌های پی در پی به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت‌، در سال 627 میلادی این جنگها به نفع رومیان تمام و پیروزی آنان کامل شد. قابل توجه این که قرآن با بکار بردن واژه بضع‌، مدت تقریبی آن پیروزی را بیان کرد; زیرا این واژه‌، به عدد میان سه تا ده و به گفتة برخی‌: پنج تا ده اطلاق می‌شود

 

 

 

این هم نمونه ای از پیشگویی قرآن که توی همین زمانه رخ داده وبه ذهن برخی رسیده.پیشگوییقرآن در مورد حادثة 11 سپتامبردر سوره توبه آیه 109

 

افمن اساس بنیانه علی التقوی من الله و رضوان خیر ام من اساس بنیانه علی شفا جرفٍ هار به فی جهنم والله لا یهدی القوم الظالمین( آیه 109 سورة توبه )
ترجمه : آیا کسی که شالودة آن را تقوی الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است ، یا کسی که اساس آنرا بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرو ریزد و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند .
آری قرآن این هدیة کامل الهی ، این کاملترین کتاب و گوهر بی پایان لطف خدای بزرگ بار دیگر اعجاز خود را به ما نشان داد . این حادثه در تاریخ 11 /9 /2001 اتفاق افتاد که در این حادثه ساختمان جرفن هار واقع در امریکا که دارای 109 طبقه بود ، فرو ریخت و آتش گرفت .

 

منظور از 11 : یعنی این حادثه در جزء 11 قرآن آمده است
منظور از 9 : یعنی نهمین سورة قرآن (توبه ) در مورد این حادثه صحبت کرده
منظور از 2001 : تعداد حروف بکار برده شده در این سوره 2001 حرف است

منظور از 109 : در آیه 109 سورة توبه به آن اشاره شده 
نام ساختمان جرفن هار بوده که در آیة 109 سورة توبه نام ساختمان (جرف هار ) آمده است

 

بهاییت در قران 
قرآن و بهائیت:
وقتى در قرآن به آیه مبارکه (و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین) رسیدم به این معنى که تر و خشکى نیست که در قرآن نباشد مطمئن شدم که حتما راجع به گروهى که تحت عنوان بهائیت مسلمانان را فریب داده و براى خود قصر و تشکیلاتى راه انداخته اند نیز نشانه و آیاتى در قرآن وجود دارد. بالاخره به آیات زیر رسیدم:

سوره مدثر آیات 29 الى 31 : 

لواحه للبشر. علیها تسعه عشر.

ترجمه:‌ (لوح دهنده است به مردم. بر اوست عدد نوزده.)

این آیات بلافاصله بعد از آیات مربوط به کافر معاند با پیغمبر اسلام آمده و عاقبت وى را دوزخ و عذاب سخت بیان کرده اند. جالب استکه حسینعلى بها بواسطه اینکه نامه هایى که به مردم میداد الواح نامید لواحه یعنى لوح دهنده بوده است و از همه مهمتر اینکه عدد نوزده عدد رسمى بهاییت است. تعداد ماههاى سال؛ تعداد روزهاى ماه؛ مقدار مهریه زنان؛ مقدار جزاى نقدی؛ همگى نوزده است و نوزده مطابق لفظ بهایى است. این آیات و آیات قبل و بعدش در توصیف دوزخ آمده اند. عجب دلالتى بر آتش و اهل آتش!

1ـ پیشگویى درباره جنگ بدر
«و اذ یعدکم اللَّه احدى الطائفتین أنها لکم و تودّون ان غیر ذات الشوکة تکون لکم و یرید اللَّه ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین. (1)

و به یاد آرید، هنگامى را که خداوند به شما وعده داده بود که یکى از دو گروه (کاروان قریش یا لشکر مسلح آنها) نصیب شما خواهد بود. شما دوست داشتید که کاروان براى شما باشد، ولى خداوند مى‏خواهد حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع کند.

خداوند به مؤمنین وعده غلبه و پیروزى بر دشمن و از بین رفتن کفار را داد با این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشکر و وسایل جنگ، ضعیف و در اقلیت بودند، تا جایى که در میان آنان تنها مقداد و زبیر بن عوام، سواره و بقیه همه پیاده بودند و در برابر آنان کفار در اکثریت و از نیروى بیش‏ترى برخوردار بودند و به طورى که قرآن بیان مى‏کند، کفار آن چنان داراى نیرو و قدرت بودند که مؤمنین از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى‏بردند. ولى خداوند در این آیه اراده خویش را به مسلمانان اطلاع داده است که او مى‏خواهد حق را بر باطل پیروز گرداند و به وعده‏اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پیروز و کفار را ریشه کن ساخت.

2ـ پیشگویى در سرنوشت دشمنان پیامبر
«فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین، انا کفیناک المستهزئین. الذین یجعلون مع اللَّه الهاً آخرفسوف یعلمون. (2)

آن چه را که مأمور هستى، آشکارا بیان کن و از مشرکان روى گردان! ما (خطر) استهزا کنندگان را از تو رفع خواهیم نمود، همانانى که به خدا شرک مى‏ورزند و آنان به زودى (از نتایج اعمال‏شان) اطلاع خواهند یافت.

این آیه شریفه در مکه، در اوایل دعوت اسلامى نازل گردید و بعضى از مفسرین مانند بزّاز و طبرانى در سبب نزول این آیه، از انس بن مالک چنین نقل نموده‏اند که روزى رسول خدا (ص) در مکه از کنار عده‏اى مى‏گذشت و آنان پیغمبر را مسخره و استهزا مى‏نمودند و چنین مى‏گفتند که: «این همان است که خیال مى‏کند پیامبر است و جبرئیل همراه او است». در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید و پیروزى رسول خدا و کمک‏هاى غیبى را که شامل حال وى خواهد گردید، نوید داده، خذلان و شکست سرکشان را که پیامبر را استهزا و مسخره مى‏کردند اعلام نمود.

این آیه در هنگامى نازل گردید که کسى تصور نمى‏کرد روزى خواهد آمد که قریش شوکت و عزت خویش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پیروزى رسول خدا (ص) از بین برود و این آیه شریفه چنین روز و سرنوشتى را براى قریش پیش‏بینى کرد و عیناً به وقوع پیوست.

 

3ـ پیشگویى درباره پیروزى اسلام بر تمام ادیان دیگر
«هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون. (3)

اوست که پیامبرش را با هدایت و آیین حق به سوى مردم فرستاد تا دین وى را بر تمام دین‏ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند».

این آیه شریفه هنگامى نازل گردید که اسلام هنوز در شبه جزیره عربستان رواج کامل پیدا نکرده بود که این آیه از پیروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام ادیان و ملل دنیا خبر داد که بخش عظیمى از آن تحقق یافت و تحقق کامل آن با ظهور مهدى و مصلح جهان خواهد بود.

4ـ پیشگویى درباره جنگ ایران و روم
«غلبت الروم. فى ادنى الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون (4)

روم در نزدیک‏ترین سرزمین شکست خورد، ولى پس از مغلوب شدن به زودى پیروز و غالب خواهد گردید».

آن چه این آیه خبر داده بود، در مدت کم‏تر از ده سال واقع گردید و شاه روم بر پادشاه ایران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمین فارس گردید.

5ـ پیشگویى در هزیمت دشمن نیرومند
«ام یقولون نحن جمیع منتصر. سیهزم الجمع و یولون الدبر. (5)

یا مى‏گویند: ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم، ولى بدانند به زودى جمع‏شان شکست مى‏خورد و پا به فرار خواهند گذشت».

این آیه از هزیمت و شکست مشرکین و از پاشیده شدن اجتماعاتشان خبر مى‏دهد، این جریان نیز در جنگ بدر واقع گردید . آن گاه که ابوجهل اسب خویش را جلو راند و در پیشاپیش لشکر خویشقرار گرفت و گفت: «ما امروز از محمد و یارانش انتقام خواهیم گرفت». ولى خداوند او را هلاک و جمعیتش را متفرق ساخت و حق را آشکار و کلمه حق را برتر گردانید. این جریان در موقعى به وقوع پیوست که مسلمانان در اقلیت بودند و کسى نمى‏توانست، باور کند که سیصد و سیزده مردى که هیچ گونه وسایل جنگ در اختیارشان نبود و به جز یک یا دو اسب و هفتاد شتر که به نوبت سوار آنها مى‏شدند، وسیله‏اى نداشتند، بر یک لشکر انبوه و نیرومندى که از نظر تعداد، وسایل و تجهیزات جنگى برترى کامل دارند، غالب شوند، نیرو و قدرت آنان را در هم بشکنند، شوکت و عزت‏شان را به باد فنا و نیستى بسپارند.

6ـ پیشگویى در سرنوشت ابولهب
«تبت یدا ابى لهب و تب. ما اغنى عنه ماله و ما کسب سیصلى ناراً ذات لهب. و امرأته حمالة الحطب ... (6)

بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشید، به زودى وارد آتش شعله‏ور دوزخ مى‏شود و نیز همسرش در حالى که هیزم‏کش دوزخ است و در گردنش طنابى است، از لیف خرما»!

این سوره که در حال حیات ابولهب نازل گردیده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخخبر مى‏دهد و از این آیه چنین استفاده مى‏شود که آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذیرفت و در عناد و لجاجت خویش باقى خواهند ماند و یک سرنوشت شوم و ذلت بارى در انتظار آنهاست و همان طور که قرآن پیش‏بینى کرده بود، آن دو نفر در حال کفر و بى‏دینى از این جهان رخت بر بسته و مستوجب عذاب ابدى گردیدند. در دنیا به ذلت و نکبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلإ؛ک‏ک شدند.

 

پیشگویی قرآن در مورد سرنوشت ابو لهب

 

« تَبَّتْ یَدا اَبی لَهَبٍ وَ تَبَّ »
بریده باد هر دو دست ابولهب ! که می خواست با آن دستهای پلید خویش سنگی به رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) زند .
بالاخره مرده باد ابولهب !
چنانکه این سرنوشت شوم و نکبت بار (یعنی آن نفرینی که گفته شد) برای وی حتمی است .
« ما اَغْنی عَنهُ مالَهُ و ما کَسَبَ» یعنی آن مرد پست و پلید و آن همه نفوذ و قدرت که از آنبرخوردار بود ، آن همه فرزندان قوی و نیرومندی که دارا بود ، هیچ یک از آنها کوچکترین سودی به حال وی نبخشید و جز وزر و وبال چیزی برای وی باقی نگذاشت و در موقع مردن نیز با وضع فجیع و نکبت بار و با تمام ذلت و خواری از دنیا رخت بربست که به یک مرض مسری و واگیرداری مبتلا گشت ، گندیده و متعفن گردید ، همه از وی متنفر شده و دوری جستند و با همین وضع و بدبختی جان سپرد و جسم بی جانش نیز چند روز در خانه ماند و آنهمه مال و مقام و جاه و نفوذ و اولادی که داشت بداد وی نرسید و بدرد وی دوا نکرد و به حال وی سودی نبخشید ؛ اینجا بود کهپیشگویی قرآن به وقوع پیوست و یا نفرین آن به اجابت رسید .( اگر جمله « ما اغنی » در مقام اخبار باشد پیش گویی است و اگر مانند « تبت » در مقام دعای بد باشد نفرین است و در این مورد هر دو احتمال صحیح و جاری است .)

 

................................................

 

قرآن و کامپیوتر

مقاله قرآن و کامپیوتر نوشته « دکتر رشاد خلیفه» دانشمند مسلمان مصری دارای درجه پی اچ دی در رشته مهندسی سیستمها و استاد دانشگاه آریزونای آمریکاست که مدتی معاون سازمان توسعه صنعتی ملل متحد بوده است . وی با کمک عده ای از مسلمین متخصص و صرف وقت بسیار تحقیقات گسترده ای را در نظم ریاضی کاربرد حروف و کلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آیات 11 تا 31 سوره مدثر که عدد 19 را کلید رمز اعجاز آمیز قرآن و آسمانی بودن آن معرفی میکنند به کمک عدد 19 توانست رمز نظم ریاضی حیرت انگیز و اعجاز آمیز حاکم بر حروف قرآنی را کشف نماید. دکتر رشاد خلیفه ، نخستین بار ترجمه قرآن مجید از عربی به انگلیسی را در 12 جلد نگاشت . این ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ایالت آریزونای آمریکا بچاپ رسید. مقاله قرآن و کامپیوتر در پایان جلد اول کتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اینک متن مقاله : 
در چهارده قرن اخیر نوشته های بیشمار ادبی شامل کتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشی درباره کیفیت معجزه آسای قرآن برشته تحریر در آمده است . دراین نوشته ها فصاحت بیان ، فضیلت ادبی، معجزات علمی، سبک و حتی جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشریح شده است. 
با وجود این، تحقیق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشری، بیطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقیده نویسنده برعلیه آن قلم فرسایی شده است . چون مطالعات وپژوهش های قبلی به بوسیله بشر انجام شده خواهی نخواهی تمایلات ونظرات ضد ونقیض نویسندگان در آنها به چشم میخورد ، این نوشته ها نتوانسته اند افراد غیرمسلمان را قانع کنند که قرآن کتاب آسمانی است و دلایل نویسندگان درایشان مؤثر نبوده است. معجزه ای که در این رساله پژوهشی ارائه می شود برمبنای اصولی بی چون و چرا و خالی از شک و شبیه و غیرقابل تغییر استوار است بدین ترتیب که فن کامپیوتر با کشف سیستم اعدادی اعجاز آمیز قرآن مدلل می دارد که قرآن مجید بدون شک ساخته فکر بشر نمی تواند باشد. خواست خدای توانا بوده است که این نظم پیچ در پیچ عددی قرآن مخفی نماند تا تایپ شود که سرچشمه غیبی قرآن از جانب خداوند متعال است و نیز در عرض گذشت قرون بوسیله ذات او محافظت میشده و از گزند تغییر ، افزایش یا کاهش در امان مانده است. 
رمزهای اعجاز آمیز قرآن منحصراً از این قرارند : 
1- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است. 
2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده است و این عدد به 19 قسمت است. (6× 19). 
3- اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است. 
4- سوره علق 19 آیه دارد. 
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد. 
6- اولین بارکه جبرئیل امین با قرآن فرود آمد 5 آیه اولی سوره علق را آورد که شامل 19 کلمه است. 
7- این 19 کلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است. 
8- دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد 9 آیه اولی سوره قلم (شماره 68) را آورده که شامل 38 کلمه است. (2 × 19) . 
9- سومین بارکه جبرئیل امین فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل (شماره 73) را آورد که شامل 57 کلمه است. (3× 19). 
10- چهارمین بارکه جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر (شماره 74) را آورد که آخرین آیه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موکلند» می باشد. (آیه 30) . 
11- پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحه الکتاب» را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) اغاز می شود . این بیانیه 19 حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه «برآن دوزخ 19 فرشته موکلند» نازل شد . این مراتب گواهی ارتباط آری از شبهه آیه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولین بیانیه قرآن «بسم الله الرحمن الرحیم» (عدد 19) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر عدد 19 بنا نهاده شده است. 
12- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می فرماید : 
الف) بی ایمانان را آشفته سازد. 
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است. 
ج) ایمان مومنان تقویت نماید. 
د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید. 
ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد. 
13- آفریننده بمامی آموزدکه این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه 31 سوره مدثر)ویکی از معجزات عظیم قران است. (آیه 35).
14- هرکلمه از جمله آغازیه قرآنبسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن بنحوی تکرار شده که به عدد 19 قابل تقسیم است ،بدین ترتیب که کلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 بارکلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، کلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وکلمه “ الرحیم “ 114بار (6*19)دیده می شود.
15- قرآن 114سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه “ بسم الله الرحمن الرحیم “ آغاز میشود بجز سوره توبه (شماره 9) که بدون آیه معموله افتتاحیه است،لذا آیه “ بسم الله الرحمن الرحیم“ در ابتدای سوره ها 113 بار تکرار شده است.چون این رقم به 19 قابل قسمت نیست وسیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد وچهاردهمین آیه بسم الله را در سوره النمل که دوبسم الله دارد(آیه 27) (آیه افتتاحیه وآیه 30 )بنابراین قرآن مجید 114 بسم الله دارد.
16- همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره یک وسوره یونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همین ترتیب جلو برویم ، ملاحظه می شود که سوره النمل نوزدهمین سوره است (سوره 27) که بسم الله تکمیلی را دارد .از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است .
17- تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره النمل 342(18*19) میباشد.
18- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است .مثلاً : ما موسی را برای جهل شب احضار کردیم ،ما هفت آسمان را آفریدیم .شمار این اعداد در تمام قرآن 285(15*19) میباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع کنیم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- یک کیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست که29 سوره با حروف رمزی شروع میشود که معنی ظاهری ندارند ، این علامات در هیچ کتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند .این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز می باشد که بر عدد 19 بنا شده است.اولین نشانه این ارتباط اینست که29 سوره از قرآن با این علامات شروع میشود.تعداد حروف الفبا دراین رموز14وتعداد خود رمزها نیز14میباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع کنیم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما یاد میدهدکه در هشت سوره وسوره های شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آیه اول که با این رموز آغاز میشوند حاوی وحامل معجزه قرآن هستند،باید توجه داشت که قرآن کلمه “ آیه “ را بمعنی معجزه بکار برده است . باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است ونیز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن بکار برده نشده است.بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت است مثلاً نسلهای قبلی (پیش ازکشف اهمیت حروف رمزی قرآن )کلمه آیه رادر این هشت سوره ،آیه نیم بیتی می پنداشتند ،ولی نسلهای بعدی که از اهمیت این رموزبا خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند. بکار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسلهای بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قران است.
23- سوره قاف که با حرف ق شروع می شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره دیگری در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره 42) که اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید، ملاحظه خواهید کرد که حرف ق 57 (3 * 19) بار تکرار شده است.
25- بدین ترتیب در مییابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همدیگر (57،57) شامل حرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود : “ق و القرآن المجید“ تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و 114 ق مذکور گواه 114 سوره های قرآن است. این احتساب اعداد آشکار و گویا ، مدلل می دارد که 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.
26- آمار کامپیوتر نشان میدهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود ، دارای تعداد معینی ق (57 مورد ) هستند ، گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن با خبر است.
27- یک نمونه در آیه 13 از سوره ق مدلل می دارد که هر کلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یک سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمی که لوط را نپذیرفتند ، قوم نامیده می شوند. خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر بجای « اخوان » در سوره ق کلمه « قوم » بکار بدره می شد چه اتفاقی می افتاد . در این صورت ذکر کلمه قوم بجای اخوان، حرف « ق» در این سوره 58 بار تکرار می شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نیست و لذا با تعداد 57 «ق» که در سوره شورا مطابقت نمی کرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابرنمی شد ، بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود.
28- تنها سوره ای که با حرف « ن » آغاز میشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) این سوره 133 « ن » دارد که به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مریم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) که با حروف « ص» شروع میشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 میباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « یس » تعداد حروف « ی » و « س» 285 میباشد ( 15×19). 
32- در هفت سوره 40 تا 46 که با رمز « حم » شروع میشوند تکرار حروف 2166 میباشد (14*19) بنابراین تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددی اعجاز آمیز قرآن شرکت دارند. باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن ، در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است ، اما در موارد دیگر ، بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها اشخاص تحصیل کرده باید از ماشینهای الکترونیکی کمک بگیرند . 
33- در سوره های شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 که با رمز « الم » شروع میشوند تعداد حروف الف ، لام ، میم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 میباشند ( 1404*19).
34- در سوره های 20و26و27و28و36و42 که با رمز « طس » یا یکی از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز میشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد میباشد ( 26*19).
35- در سوره های 10و11و12و14و15 که با رمز « الر» آغاز می شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سیزدهم ،9،97 مورد است که این عدد قابل قسمت بر عدد 19 می باشد (511*19).
36- در سوره هایی که با رمز یکی از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز می شوند ، تعداد حروف طاء و سین و میم 9177 مورد می باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) که با حرف رمزی “المرا“ آغاز می شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، میم، را ) 1501 مورد می باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) که با حروف رمزی “المص“ شروع می گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “میم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد که جمعاً عدد 5358 بدست می آید(282*19).
39- در سوره مریم (شماره 19) که با حروف “کهیعص“ شروع می شود ، تعداد حروف (کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد) 798 مورد می باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) که با حروف “حم عسق “ شروع می شود ، تعداد حروف (حا ، میم ، عین، سین ، قاف ) 570 مورد می باشد(30*19).
41- در سیزده سوره ای که حرف “الف“ در لغت رمزی آنهاست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف های موجود 17499 مورد می باشد(921*19).
42- در سیزده سوره فوق الذکر جمع حروف “لام“ 1870 مورد می باشد(620*19).
43- در هفده سوره ای که حروف “میم“ در لغت رمزی آنها ست (سوره های شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “میم“ 8683 مورد می باشد (457*19).
درتاریخ ، کتابی سراغ نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد بر این حقیقت علاوه بر 43 بند پیشین ، موارد زیر نیز گواه صادقی است:
الف: کلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تکرار شده که مضربی از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحیم“ نیز 19 مورد می باشد. مسئله جالب اینکه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتی که اگر “هو الصمد“ می آمد ، جمله صحیح بود. از نظر دسترو زبانی باید “هو “ می آمد اما با این حال “الله“ آمده است ، اگر بجای “الله“ “هو“ می آمد ، سیستم ریاضی قران بهم می ریخت و این مسئله شباهت زیادی دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب دیگر در سوره مریم حروف مقطعه کهیعص می باشد که بصورت حروف آغازین آمده است ، این حروف در سوره مریم ، بصورت جداگانه ، با این تعداد بکار رفته اند: حرف “ک“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ی“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع این ارقام به این صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 که مضروب عدد 19 می باشد (42*19) یعنی مجموع تکرار حروف پنجگانه (ک، ه ، ی ، ع ، ص،) سوره مریم (سوره شماره 19) علاوه بر آنکه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم ) قابل تقسیم است، بر عدد 14 (که تعداد حروف مقطعه است) نیز قابل تقسیم می باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضی از کلمات با کلمه های دیگر که از نظر معنی با همدیگر تناسب دارند یکسان به کار رفته اند. مثلاً : 
1- کلمه “حیوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بکار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) کلمه “موت یا مرگ“ با مشتقاتش بکار رفته است. 
2- کلمه “دنیا “ 115 بار و کلمه “آخرت“ هم 115 بار بکار رفته است. 
3- کلمه “ملائکه“ 88 بار در قرآن آمده است و کلمه “شیاطین“ نیز به همان تعداد 88 بار بکار برده شده اند.
4-“حر“ یعنی گرما 40 بار و کلمه “ برد“ یعنی سرما نیز 40 بار بکار برده شده اند. 
5- کلمه “مصائب“ 75 بار و کلمه “شکر“ نیز 75 بار 
6- کلمه زکات 32 بار و کلمه “برکات“ نیز 32 بار .
7- کلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و کلمه “نور“ نیز با مشتقاتش 49 بار .
8- کلمه “یوم “ به معنی روز و “شهر“ به معنی ماه در قرآن به ترتیب 365 بار و 12 بار بکار رفته اند. 
9- کلمه “رجل“ به معنی مرد 24 بار و کلمه “امرأه “ به معنی زن نیز 24 بار در قرآن بکار رفته اند. 
10- کلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آیا اینها تصادفی است؟
ت: تفاوتهایی د رحدود یک ده هزارم. ضمن بررسی سوره مریم و زمر دیدم که نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ک، ه ، ی ، ع، ص) در هردو سوره مساوی است با اینکه باید در سوره مریم بیش از هر سوره دیگر باشد زیرا این حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مریم قرار دارد. اما هنگامیکه محاسبات مربوط به نسبت گیری حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد که نسبت مجموع این حروف در سوره مریم یک ده هزارم (0001/0 ) بیش از سوره زمر است . این تفاوتهای جزئی راستی عجیب و حیرت آوراست.
نتیجه: 
1- یک مؤلف هر قدر هم که توانا باشد هر گز نمی تواند د رذهن خود حروف و اعدادی به اندازه معین بگیرد سپس از آنها مقالات و یا کتابی بنویسد که همچون قرآن حتی شماره ها و حروف و کلمات آن نیز به اندازه و شمرده شده در آید مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتیب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “میم“ از دیگر حروف در سوره های مربوطه بیشتر باشد. از طرف دیگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد یعنی درست نصف تعداد حروف الفبای عربی. اگر مشاهده کردیم انسانی در مدت 23 سال با آن همه گرفتاری ؛ سخنانی آورد که نه تنها مضامین آنها حساب شده و از نظر لفظ و معنی و محتوا در عالیترین صورت ممکن بود ؛ بلکه از نسبت ریاضی و عددی حروف چنان دقیق و حساب شده بود که نسبت هر یک از حروف الفبا در هریک از سخنان او یک نسبت دقیق ریاضی دارد. آیا نمی فهمیم که کلام او از علم بی پایان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلی قرآن را حفظ کنید. تمام محاسبات فوق در صورتی صحیح خواهد بود که به رسم الخط اصلی و قدیمی قرآن دست نزنیم مثلاً اسحق و زکوه و صلواه را به همین صورت بنویسیم نه بصورت اسحاق و زکات و صلاه . در غیر اینصورت محاسبات ما بهم خواهد ریخت.
3- عدم تحریف قرآن. در قران مجید حتی کلمه و حرفی کم و زیاد نشده و الا بطور مسلم محاسبات کنونی روی قرآن فعلی صحیح از آب در نمی آمد و کلمات و حروف حساب شده نظام کنونی حروف قرآن را بکلی به هم می ریخت. پس این نشانه دیگری بر عدم کوچکترین تحریف در قرآن مجید است.
حال فرموده پیامبر اسلام را یاد آوری می کنم که فرمود:
«عجائب و شگفتیهای قرآن پایان ناپذیر است و قرآن ظاهرش خوشایند و باطنش عمیق است. عجائبش را نمی توان شمرد و غرائبش هرگز کهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوی عطر مانندی از دهانش خارج شود.»
«امیدوارم خوانندگان گرامی در انجام وظیفه دینی و کتب ثواب اخروی و خشنودی پروردگار ، تاجایی که می توانند این معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بیش از پیش روشن گشته و این کتاب شریف و گرانقدر از مظلومیت خارج و قانون زندگی واقعی گردد.
در پایان با تمام وجود و با فریادی بلند به امت اسلامی می گویم ای ملت اسلامی قرآن را بخوانید و عمل کنید که سعادت بشر در آن نهفته است.

 

منبع: http://azhamehchiz.persianblog.ir/post/404/

[ ۱۳٩۱/٥/٢٠ ] [ ٥:٢۸ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس