الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

صفات و روحیات و اعمال پرهیزکاران ( آن چنا نکه گویا آ نان را با چشم مى‏نگری‏! )

پرهیزکاران در دنیا داراى این صفات برجسته‏اند:گفتارشان راست، پوشش‏آنان میانه روى، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است. چشمان خویش را از آن چه خداوند بر آنها تحریم نموده، پوشیده‏اند و گوش‏هاى‏خود را وقف شنیدن علم و دانش سودمند ساخته‏اند. در بلا و آسایش حالشان یکسان است (وتحولات آنها را دگرگون نمیسازد) و اگر نبود اجل و سر آمد معینى که خداوند براى آن‏ها مقرر داشت، روحهاى آنان حتى یک چشم برهم زدن از شوق پاداش و از ترس کیفر در جسمشان‏ قرار نمى‏گرفت. خالق و آفریدگار در روح و جانشان بزرک جلوه کرده (بهمین جهت) غیرخداوند در نظرشان کوچک است. آنها به کسى مى‏مانند که بهشت را با چشم دیده و در آن‏ متنعم است و همچون کسى هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده، و در آن معذب است، قلب‏هاشان پر از اندوه و (انسان‏ها) از شرشان در امان، بدن‏هاشان لاغر، و نیازمندى‏هایشان ‏اندک، و ارواحشان عفیف و پاک است، براى مدتى کوتاه در این جهان صبر و استقامت ورزیدند و راحتى بس طولانى بدست آوردند، تجارتى است پرسود که پروردگارشان بر ایشان فراهم‏ساخته. دنیا(با جلوه گریهایش)خواست آنها را بفریبد ولى آنها فریبش را نخوردند و آنرانخواستند. دنیا(بالذاتش) خواست آنها را اسیر خود سازد ولى آنها با فداکارى،خویشتن را آزاد ساختند.

(پرهیزکاران)در شب همواره بر پا ایستاده‏اند،قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت‏مى‏کنند،با آن جان خویش را محزون مى‏سازند و داروى درد خود را از آن مى‏گیرند،هر گاه به آیه‏اى برسند که در آن تشویق باشد با علاقه فراوان به آن روى آورند و روح‏و جانشان با شوق بسیار در آن خیره شود،و آن را همواره نصب العین خود مى‏سازند،و هرگاه به آیه‏اى برخورد کنند که در آن بیم باشد. گوشهاى دل خویشتن را براى شنیدن آن باز مى‏کنند،و صداى ناله و به هم خوردن‏ زبانه‏هاى آتش با آن وضع مهیبش در درون گوششان طنین انداز است، آنها در پیشگاه‏خدا به رکوع مى‏روند و جبین و دست و پا به هنگام سجده بر خاک مى‏سایند،و از او آزادى‏خویش را از آتش جهنم درخواست میکنند.

و اما در روز دانشمندانى بردبار، و نیکوکارانى با تقوا هستند، ترس و خوف بدنهاى ‏آنها را همچون چوبه تیرى لاغر ساخته، چنانکه ناظران، آنها را بیمار مى‏پندارند اما هیچ بیمارى در وجودشان نیست‏. بیخبران مى‏پندارند آنها دیوانه‏اند در حالى که اندیشه‏اى ‏بس بزرک آنان را به این وضع در آورده. از اعمال اندک خویش خشنود نیستند و اعمال فراوان خود را زیاد نمى‏بینند، آنان‏خویش را متهم مى‏سازند، و از کردار خود خوفناکند. هر گاه یکى از آنها ستوده شوند از آن‏چه در باره‏اش گفته شده در هراس مى‏افتد و مى‏گوید:من از دیگران نسبت ‏بخود آگاه ترم! وپروردگارم به اعمالم از من آگاه‏تر است. (مى‏گوید)بار پروردگارا ما را در مورد گناهانى که به ما نسبت مى‏دهند مؤاخذه مفرما! و نسبت‏به نیکى‏هائیکه در باره ما گمان مى‏برند ما را از آن برتر قرار ده! و گناهانى را که‏نمیدانند بیامرز!

از نشانه‏هاى آنان این است: در دین نیرومند، نرمخو و دور اندیش، با ایمانى مملو از یقین،حریص در کسب‏ دانش،و داراى علم توام با حلم، میانه‏رو در حال غنا، در عبادت خاشع، در عین تهیدستى‏ آراسته، در شدائد بردبار، طالب حلال، در راه هدایت ‏با نشاط، از طمع دور، اعمال نیک‏را انجام مى‏دهد اما بازهم ترسان است، روز را شام میسازد و هم او سپاسگزارى است، شب‏را به روز مى‏آورد و تمام فکرش یاد خدا است، مى‏خوابد اما ترسان است و بر میخیزدشادمان است ترس او از غفلت و شادمانى او به خاطر فضل و رحمتى است که به او رسیده، هرگاه نفس او در انجام وظائفى که خوش ندارد سرکشى کند او هم از آنچه دوست‏دارد محرومش میسازد. روشنى چشمش در چیزى است که زوال در آن راه ندارد،و بى علاقه‏گى و زهدش درچیزى است که باقى نمى‏ماند، علم و حلم را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هم آهنگ‏ساخته، آرزویش را نزدیک مى‏بینى، لغزشش را کم، قلبش را خاشع، نفسش را قانع، خوراکش را اندک، امورش را آسان، دینش را محفوظ، شهوتش را مرده و خشمش‏را فرو خورده است همگان به خیرش امیدوار، و از شرش در امانند، اگر در میان غافلان‏باشد جزو ذاکران محسوب مى‏گردد، و اگر در میان ذاکران باشد جزو غافلان محسوب ‏نمیشود.

ستمکار(پشیمان)را مى‏بخشد، و به آنکه محرومش ساخته عطا میکند، با آنکس که‏پیوندش را قطع کرده مى‏پیوندد، از گفتار زشت و ناسزا بر کنار است، گفته‏هایش نرم، بدیهایش‏پنهان، و نیکیهایش آشکار است. نیکى‏هایش رو کرده و شرش رخ بر تافته است.در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام‏، در برابر ناگواریها شکیبا و بردبار، و در موقع نعمت و راحتى سپاسگزار است، نسبت‏به کسى که‏دشمنى دارد ظلم نمى‏کند و به خاطر دوستى با کسى مرتکب گناه نمى‏شود. پیش از آنکه شاهدو گواهى بر ضدش اقامه شود خود به حق اعتراف مى‏کند، آنچه را به او سپرده‏اند ضایع نمى‏کند، و آنچه را به او تذکر داده‏اند به فراموشى نمى‏سپارد، مردم را با نامهاى زشت نمى‏خواند، به همسایه‏ها زیان نمى‏رساند، مصیبت زده را شماتت نمى‏کند، در محیط باطل‏وارد نمى‏گردد و از دائره حق بیرون نمى‏رود. اگر سکوت کند سکوتش وى را مغموم نمى‏سازد، و اگر بخندد صدایش به قهقهه بلند نمى‏شود، اگر به او ستمى(از دوستان) شود صبرمى‏کند تا خدا انتقام وى را بگیرد. خود را در سختى قرار مى‏دهد اما مردم از دستش در آسایشند، خود را بخاطر آخرت‏به زحمت مى‏اندازد و مردم را در راحتى قرار مى‏دهد. کناره‏گیرى او از کسانى که دورى‏مى‏کند از روى زهد و به خاطر پاک ماندن است، و معاشرتش با آنان که نزدیکى دارد توام بامهربانى و نرمش است. دورکشى‏اش از روى تکبر و خود برتر بینى نیست،و نزدیکیش بخاطرمکر و خدعه نخواهد بود.                            امام علی(ع): خطبه ۱۹۳ نهجالبلاغه

کدامیک از این صفات در ما وجود دارد و چقدر؟!

[ ۱۳۸۳/۱۱/۳٠ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس