الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

سخنی در باب عیدی نمایندگان مجلس

شنیده ایم و شنیده اید که اگر نماینده ای برای یک دوره به نمایندگی مجلس برگزیده (؟؟؟!!!) شود ، طبق قانون مصوب خودشان تا پایان عمرش از حقوق و مزایای نمایندگی برخوردار خواهد بود !!! خب به هر حال چون بقول شهید بهشتی اینها شیفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت(!!! )حقشونه. اخیرا آقایان شیفته خدمت ، عیدی خودشان را یازده میلیون ریال تعیین کرده اند !! (من که از وقتی چشم باز کردم هر دو پدربزرگم غزلو خونده بودن و ما هیچوقت رنگ عیدیشونو ندیدیم. ولی شما که داشتید جهت اطلاع من گرندپا مرده بگید اونا به خودشونم عیدی میدادند؟ چقدر میدادند؟ چه خوب میشد اگه آدم عیدیشو خودش تعیین میکرد ) به هر حال آخر ساله و مسئولین رحمت کش زحمت کُش دارند حسابی از خودشون تشکر میکننو عیدیو ، پادشو ، حق ننه و حق عمه و حق خاله قزی و ... برمیدارن که اگه یه وقت خدایی ناکرده در کشور پر از برکت ما این گل گوشه ها فقیر مقیری پیدا شد بدو بدو پولارو در بیارنو کمکش کنند ( تکبیر ) ببینیم نظر مظهر عدالت علی (ع) چیه:

« اما بعد!درباره تو بمن جریانى گزارش شده است، که اگر انجام داده‏باشى پروردگارت را به خشم آورده‏اى، امامت را عصیان کرده‏اى، و امانت(فرماندارى)خود را برسوائى کشیده‏اى. خبر رسیده که تو زمینهاى آباد را ویران کرده‏اى و آنچه توانسته‏اى‏ تصاحب نموده‏اى و از بیت المال که زیر دستت ‏بوده است‏ به خیانت ‏خورده‏اى. ‏فورا حساب خویش را برایم بفرست، و بدان که حساب خداوند از حساب مردم ‏سخت‏تر است! خبررسیده که تو غنائم مربوط به مسلمانان که بوسیله اسلحه و اسبهایشان‏بدست آمده، و خونهایشان در این راه ریخته شده، در بین افرادى از بادیه‏نشینان قبیله‏ات که خود برگزیده‏اى تقسیم میکنى. سوگند به کسى که دانه را در زیر خاک شکافت! و روح انسانى را آفرید! اگر این گزارش درست‏باشد تو در نزد من خوار خواهى شد، و ارزش و مقدارت کم‏خواهد بود، حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیایت را با نابودى دینت ‏اصلاح مکن که از زیانکارترین افراد خواهى بود! آگاه باش! حق مسلمانانى که نزد من و یا پیش تو هستند در تقسیم این‏اموال مساوى است، باید همه آنها به نزد من آیند و سهمیه خود را از من بگیرند. گویا تو جهاد خود را به‏خاطر خدا انجام نداده‏اى. گویا حجت و بینه‏اى از طرف پروردگارت دریافت ‏نداشته‏اى، و گویا تو با این امت ‏براى تجاوز و غصب دنیایشان حیله و نیرنگ بکارمى‏بردى و مقصدت این بود که اینها را بفریبى و غنائمشان را در اختیارگیرى، پس آنگاه که امکان تشدید خیانت ‏به امت را پیدا کردى تسریع نمودى، با عجله ‏به جان بیت المال آنها افتادى، و آنچه در قدرت داشتى از اموالشان که براى زنان‏ بیوه و ایتامشان نگهدارى میشد ربودى! همانند گرگ گرسنه‏اى که گوسفند زخمى ‏و استخوان شکسته‏اى را برباید! گویا میراث پدر و مادرت را بسرعت‏ بخانه خود حمل میکردى، «سبحان الله‏» آیا به معاد ایمان ندارى؟ از بررسى دقیق حساب در روز قیامت نمى‏ترسى؟! اى کسى‏که در پیش ما از خردمندان بشمار مى‏آمدى! چگونه خوردنى و آشامیدنى را دردهان فرو مى‏برى در حالیکه میدانى حرام میخورى، و حرام مى‏آشامى؟ چگونه با اموال ایتام و مساکین و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، کنیز مى‏خرى و زنان ‏را به همسرى میگیرى؟ (در حالیکه میدانى) این اموال را خداوند به آنان اختصاص‏داده، و بوسیله آن مجاهدین، بلاد اسلام را نگهدارى و حفظ مینماید! ازخدا بترس و اموال اینها را بسویشان بازگردان که اگر این کار را نکنى و خداوند به من امکان دهد وظیفه‏ام را در برابر خدا درباره تو انجام خواهم داد، و با این‏شمشیرم که هیچکس را با آن نزدم مگر اینکه داخل دوزخ شد بر تو خواهم زد ( بامید فرود آمدن شمشیر مهدی عج بر فرق حق بیت المال خواران‌ ) به خدا سوگند اگر حسن و حسین این کار را کرده بودند هیچ پشتیبانى و هواخواهى از ناحیه من دریافت نمى‏کردند. و در اراده من اثر نمى‏گذاردند، تا آنگاه که حق را از آنها بستانم ، و ستمهاى ناروائى را که انجام داده‏اند دور سازم ، به خداوندى که پروردگار جهانیان است ‏سوگند اگر(فرضا) آنچه تو گرفته‏اى براى من حلال بود، خوشایندم نبود که آنرا میراث براى بازماندگانم بگذارم.بنابر این دست نگهدار و اندیشه نما! فکر کن به مرحله آخر زندگى رسیده‏اى، در زیر خاکها پنهان شده‏اى و اعمالت ‏بتو عرضه شده، در جائیکه ستمگر با صداى بلند نداى حسرت را مى‏دهد، و کسیکه عمر خودرا ضایع ساخته درخواست ‏بازگشت مى‏کند « ولى راه فرار و چاره مسدوداست ‏» ! بنابر این اى ... از خدا بترس! و بهمان‏قرص‏هاى نان اکتفا کن تا خلاصى تو از آتش جهنم امکان پذیر گردد. »                                                                     امام علی (ع)/ نهج البلاغه / نامه های ۴۱ تا ۴۵ 

[ ۱۳۸۳/۱٢/٢۱ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس