الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

بیاد مادرم... گرچه دیگر نیست... او را چشم در راهم

شب بی رحم جدایی
دل من مضطر مامی............... چه شب سخت و بدی بود...
... مامی قلبش مثه گنجشکا میزد
    مثه رگبار بهاری
    مثه چیک چیک توی ناودون
چشای قشنگ مامی دیگه داشت خواب میشد
دیگه داشت شمع نگاهش رو به خاموشی میرفت
توی دشت شب بی ستارهء آسمونا
مثل یک گولهء برف ، چیکه چیکه آب میشد
صبح که شد آسمونم گرفته بود
مامی آخرین نفسهارو میزد
برای مسافر قصهء ما ، آخر راه شده بود
چشای مامی مثه شبهای مهتابی نبود
مثل اون نیمهء پنهون شدهء ماه شده بود
دلهامون پر از شکایت
ولی لبها خشک و خالی
چشای مامی برام از غم تنهایی میگفت
از غم آهو تو جنگل
از غم گل روی قالی
مامی جون
مامی جون! دنیا چه بی رحمه مامی!
روی این زمین صدرنگ غریب
کسی حرفام رو نمیفهمه مامی!
... مامی رفت و منو با خودش نبرد
    بجز از غصه و غم ، توی اون روز پلید
    تا حالا
    این دل واموندهء من ، هیچی نخورد
روزها ، هفته شدن
ماهها ، سال شدن
مرغای عشق غزلخون ، رو کاج باغچهء مون
همه از رفتن بی رحم مامی ، لال شدن
ساعت دیواری مادربزگ
تیک تیک عقربه هاش خسته شدن
لحظه ها ، ثانیه ها ، از اون به بعد
مثه یک قفس پر از مرغای پربسته شدن
چی بگم ؟ قصه ؟ دیگه قصه جایی نداره
حالا این همسفر تنهائیا
واسهء پریدن از زندون شهر غصه ها
دیگه پایی نداره...
... یاد اون غروب آفتابی بخیر
    که مامی دلش میخواست پنجره رو ، به روی باغ باز بکنه
    یاد اون تپهء سرخابی بخیر
    که مامی دلش میخواست از بالای قلهء اون
    یه شبی تنهایی پرواز بکنه
    بره رو پرهای ابرای سفید ، پیش خدا
    صندوق کهنهء درد دلشو باز بکنه
مامی خوب و قشنگم!
یه بار دیگه بیا
دستاتو بده به من
بیا که باز پر بزنیم
به تموم آدمای خوب و بد ، سر بزنیم
خوبی رو یاد بگیریم از خوباشون
بدی رو جدا کنیم از بداشون
شایدم ما بد باشیم! کی میدونه
شاید اونها آزادن ، آسمون ما زندونه!!
... مامی خوب و قشنگم ، یه روزی
    میآیم پیش تو ، توی آسمون
    جایی که فقط خدا رو ببینیم
    جایی که رو ابرای سفید و زیبا بنشینیم
    جایی که بالهامونو باز بکنیم
    برای زندونیای رو زمین ، ناز بکنیم
    تا که شادیهامونو ساز بکنیم
    قصهء رفتن غصه هارو آواز بکنیم
    قصهء رفتن غصه هارو آواز بکنیم
                                              بااجازهء آ . ی

میلاد رسول اخلاق بر همهء دوستدارانش مبارک

[ ۱۳۸٤/٢/٦ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس