الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

همه چیز روبراهه

صبح بخیر! بلند شو دیگه. امروز روز خوبیه، مثل دیروز ، مثل پریروز ، مثل همه روزای گذشته. مگه نمیخوای بری سرکار؟ خوشبختانه مثل همه جوونای هم سن و سال خودت کار داری و بیکار نیستی. وسیله هم که داری. تازه اگه هم نداشتی مشکلی نبود. تاکسیها در خدمتن. کرایه شونم که اصلا گرون نیست. در بستی هم سوار نمیکنن. فقط منتظرن تو رو سوار کنن برسونن. تازه بدون کرایه اضافی. چی؟ میخوای صبحونه بخوری؟ خب بخور . نون گرفتی؟ نه؟ خب برو بگیر. این همه نونوایی، تازه نوناشم اینقده خوبه ... از قیمتش معلومه. خوش به حالت ، ما که بچه بودیم ، یه تومن میدادیم ، صدتا نون بهمون میدادن ولی شما صد تومن میدین یه نون گنده بهت میدن. گرفتی؟ بخو نوش جونت. شما چقدر خوبید که تو محل کارتون صبحونه نمیخورید. دوره ما همه تو محل کارشون صبحونه میخوردن. الان خوبه. شما نه صبحونه میخورید ، نه ناشتایی ، نه ناهار ، نه برانماز تعطیل میکنید. اصلا شما از امت خیلی قدیمیترها هم که میگن صفا و صمیمیت داشتن ، خیلی بهترید و فقط به فکر راه انداختن کار مردمید. آفرین. بارک الله

خب زود باش دیگه. دیر میشه هو. چی؟ داری لباساتو میپوشی؟ برا چی تو این گرما کت میپوشی؟ به مسولین اداره تون لج میکنی؟ آهان ، چون اونا گفتن با تی شرت بیایید که گرمتون نشه تو میخوای حالشونو بگیری. فهمیدم. راستی خانمت کجاست؟ زن نداری؟ بابا خیلی با حالی. تو این شرایط که آدما مشکل مسکن ندارن و بانکها یقتو بزور میگیرن و وامهای کلان بهت میدن و اصلا هم سود روش نمیکشن و اصلا هم آبروتو جلوی ضامنهای ننه مرده نمیبرن و یک آن میشه ده تا زن گرفت و همشونم خوشبخت کرد، تو عذب موندی؟ خاک برسرت.

خب لباساتو پوشیدی؟ بریم؟ در رو یواش ببند.... وای چه هوای خوبی خدا. برعکس قدیما اصلا آلوده نیست. این چیه گذاشتی روی دماغت؟ ماسکه؟ گفتن اینو بزاری که در بازدمهات هوا رو آلوده نکنی؟ اوه چه خوب. بابا خیلی به محیط زیست اهمیت میدن. چه جالب... میگم شهر شما چه خلوته. ماشینا کجان؟ چه خیابونای صافی . آدم دوست داره بخوابه رو زمین ، یه خر غلت حسابی بزنه. چقدر تو خیابوناتون بالش گذاشتن. آدم سرشو بزاره روش بخوابه... میگم اونور خیابونو نیگا کن. تو پیاده رو. مردم چقدر شادن. ریلکس. وای چه صمیمی به هم تنه میزنن. چقدر دست و دل بازن این مردم.... ای ای ای . اون چرا همه پولاشو داره میده به پیراشکیه. یه پیراشکی هم بیشتر نگرفت که. وای چه با اشتها میخوره. حتما هیچ غم و غصه ای نداره. لابد فرهنگ ساده خوری رو ترویج میکنه... میگم این مرد و زنا چرا اینقده چسبیدن به هم راه میرن. قبلنا که ما بودیم مردا از یه خیابون میرفتن ، زنا از یه خیابون دیگه. عجب.

خب ، فکر کنم رسیدیم. میگم چه اداره قشنگی دارین. چرا کنار پله ها جاده زدن؟ برا معلولینه؟ چه خوب. همه طبقات داره؟ بابا خیلی اینجا به فکر معلولینن... پس چرا هیچ مراجعی نمیاد؟ چقدر خلوته؟ لابد مردم خیالشون راحته. کارمندا خودشون کار اونا رو انجام میدن و اصلا هم نیازی به پیگیری نداره. نامه هاشونم توی اداره گم نمیشه. حق کسی هم ضایع نمیشه. خب معلومه وقتی همه کارشونو خوب انجام میدن نیاز به نظارت و کنترل که هیچوقت نبوده ، نیست... هان داری میخندی. فیش حقوقته؟ چقدر کم؟ خودتون گفتین کم باشه؟ چه کارمندای خوبی. برا چی گفتین کم باشه؟ بقچه ذخیره قرضی پر بشه؟ که چی؟ آهان فهمیدم. که بجای اینکه همه مردم زحمت شمردن پولهارو بکشن ، چند نفر رنج بقیه رو متحمل بشن. میگم چه بقچه پر برکتیه: دو میلیارد دو میلیارد به نیازمندا کمک میکنه. خب میدونی ، حق دارن دیگه. خرج تحصیل خارج از کشور بچه هاشون، پول ساخت و ساز ویلا و برج و خونه های کوچولو موچولوشون. دلم واست بگه که خرج آپدیت کردن ماشیناشون. میدونی که الان آپدیت کردن اپیدمیه. مثل بقیه مردمم که نیستن که آب و برق و گاز و تلفن و بنزین براشون مجانی باشه. خرج تعطیلاتشونم که نگو و نپرس . به هر حال زحمت میکشنو خب حقشونه....

راستی میگم ساعت چهار عصره نمیخوای بریم خونه؟ نه؟ میخوای اضافه کاری بکنی؟ تا کی؟ تا نه شب؟ علیته بابا؟ براچی؟ کارتو دوست داری؟ چه خوب. میدونی با این اخلاقای خوبی که شماها دارین خیلی سریع رشد میکنین (جون عمه هاتون)... چرا روزنامه رو یه نگاه نمیندازی؟ چیزی نداره؟ آره راست میگی. خوب میدونی کسی طلاق نمیگیره ، یا بزهکاری و دزدی و قتلی صورت نمیگیره که مطالب صفحات حوادث رو تامین کنه. مسئولینم که چون اهل حرف و شعار نیستنو فقط عمل میکنن ، لذا مصاحبه ای نیست که صفحه سیاسی رو پر کنه. مشکل اقتصاد و خشکسالی اینام که ندارید که نیاز به دعا و راز نیاز داشته باشه تا توی صفحه اقتصاد ازش صحبت بشه. آدمهام که سرهم کلاه نمیزارن و برا هم نمیزنن و اخلاقیات رو هم رعایت میکنن و لذا نیازی به صفحه اجتماعی هم نیست. فرهنگم که خدا بده برکت. شما خودتون فرهنگ ساز و تمدن سازینو نیازی به مقالات تحلیلی ندارید. مشکل جوونا هم که ندارین که روزنامه ها بخوان بهش بپردازن. خدا برکت بده به یاهو مسنجر. همه مشکلاتو حل کرده. مشکل پزشکی- درمانی هم که ندارین. بیمارستانها خودشون کارشونو بلدن. پزشکا هم که قیچی میچی تو دل کسی جا نمیزارن. یه جورم مریضو خوب میکنن که تا آخر عمرش نخواد دوباره بره بیمارستان. تازه پول زیر میزی هم به مریضه میدن: یه میلیون یه میلیون. وای دارم کف میکنم. تا این همه آدم خوب تو شهر شماست ، غمی ندارید. نفت و گاز و غاز و ماز و همه چی هم که دارید....

آخ میگم شب شد ، پاشو بریم خونه دیگه. چقدر کار میکنی. بریم؟ برا شام میخوای چی بگیری؟ هیچی؟ تو رژیمی؟ اوه گود. دوست دختراتم که همه تو رژیمن: باربی ، باربی ، باربی. راستی چند تا دوست دختر داری؟ همش هفتادتا؟ آخی بمیرم چه کم. خب بریم دیگه. چرا از اونطرف میری؟ مسیر خونه که از اینوره. هان؟ داری میری پارتی؟ اوکی اوکی. لابد میخوای روحتو تلطیف کنی. چه خوب .نه به اون کارت نه به این راهت. من نیام؟ براچی؟ آهان شما راز و نیاز دارین ، ما مزاحمیم. باشه. التماس دعا. من تو پارک منتظرت میمونم. برم یه چیتوز موتوری بگیرم بخورم. دلم داره ضعف میره.... اومدی؟ دیر اومدی. بریم خونه دیگه؟ میگم روز خوبی بود نه؟ میدونی وقتی به این فکر میکنم که شما چقدر راحت زندگی میکنین ، دلم میخواد برای همه مسببینش دعا کنم. الهی.....

خوابت میاد باشه بخواب. همه جا امن و امانه. درشکه چی جدیدم که قول داده با تعمیر چرخای درشکه از هواپیما جلو بزنه و ... چه راحت خوابیدی... چه ریلکسی.... حتما روانشناسای خوبی تو شهرتون کار میکنن... بخواب . همه چیز روبراهه. شب بخیر!

[ ۱۳۸٤/٥/۱٦ ] [ ٦:٢۸ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس