الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

سخنی با یه آدم دیگه

     اول عین مطلب ایشون:

چی می شد اگه خدا...؟

 
 

 

 

چی می شد اگه خدا  امروز وقت نداشت به من برکت بده، چرا که من چند روزیه که از او تشکر نکردم.

 

چی می شه اگه خدا دیگه منو هدایت نکنه چون چند روزیه که اطاعتش نکردم.

 

چی می شد اگه خدا امروز با من همراه نبود، چرا که چند وقتی هست که قادر به درکش نبودم!

 

چی می شه اگه خدا عشق و مراقبتش رو از من دریغ کنه چرا که از محبت کردن به دیگران دریغ کردم.

 

چی می شه اگه یه خدا در خانه اش را می بست، چون من در قلبمو بسته ام.

 

چی می شد اگه خدا امروز به حرفهام گوش نمی داد چون چند وقتی هست که به دستوراتش خوب عمل نمی کنم.

 

چی می شد  اگه خدا خواسته هامو بی پاسخ می گذاشت، چون چند روزیه که فراموشش کردم.

 

و هزاران چی می شد دیگه...

 

اما نظر من:

 

 

سلام! یه نکته ای که در ارتباط با خدا لازمه در نظر داشته باشیم اینه که وقتی باهاش ارتباط میگیریم با کدام بخش از ساختار شخصیتیمون وارد عمل میشیم. بهتره کودکانه نباشه و بالغانه باشه. مثلا در اینکه ازش تشکر کردیم یا نه: بستگی داره تشکر رو در چی ببینی. انتزاعی فکر کنی یا عینی. کودک عموما عینی فکر میکنه و مثلا اگه با زبونت یا ذهنت اختصاصا یاد خدا نباشی بهت نهیب میزنه که براش خودشیرینی کن تا دوستت داشته باشه( مثل بچه ای که خود شیرینی میکنه تا براش بستنی بخری). اما این بالغه که میتونه انتزاعی فکر کنه و توجه رو حتی در بیتوجهی ظاهری پیدا کنه. میتونه در قهر عشقو ببینه و در اخم محبتو. در دوری نزدیکی رو حس کنه و در نزدیکی دوری رو. آره دوست من با یه نگاه بالغانه تو میتونی آدمهایی رو ببینی که همیشه خدا خدا میکنن ولی یه لحظه هم با خدا نیستن و آدمهایی که اصلا نامی از خدا هم نمیبرن ولی یه آدم خدایی واقعی هستن. یادت باشه که کودک ظاهر و هر آنچه محسوسه رو درک میکنه و مبنای قضاوتش قرار میده ولی بالغ حتی نامحسوس ها رو هم میتونه انتزاع کنه و ...یادت باشه که وقتی کودکانه دنبال خدا میری شاخصش اینه که دنبال خونه اش میگردی و وقتی بالغانه دنبالشی در واقع خونه رو رها میکنی و دنبال خودش میگردی:

روزیکه برفتند حریفان پی هر کار..............عابد سوی مسجد شد و من جانب خمار/  من یار طلب کردم و او جلوه گه یار...................حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار/     او خانه همی جوید و من صاحب خانه .........بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید/  پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید...............عارف صفت نقش تو در پیر و جوان دید/ یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید................دیوانه منم من که روم خانه به خانه/ عاقل به قوانین خرد راه تو پوید..............................دیوانه برون از همه آیین تو جوید/  تا غنچه بشکقته این باغ که بوید..................هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید/     طوطی به غزل خوانی و قمری به ترانه                                                              

 

بله دخترم اونهایی که با عینک کودکانه خدا رو درک میکنند و دنبالشن یافتنش رو هم در حفظ ظواهر میدونن و فکر میکنن فقط به روش اونا میشه به خدا رسید و یا باهاش ارتباط برقرار کرد ولی با نگاه بالغانه است که میتونیم قبول کنیم که طوطی به غزل خوانی با خدا ارتباط میگیره و قمری با ترانه. امیدوارم بتونیم خدا رو بالغانه دوست داشته باشیم و نه صرفا کودکانه.

توضیح:این مطلب از مطالب سال گذشته وبلاگ نظرات پوریاست که به دلایلی تعطیلش کردم .

[ ۱۳۸٤/۸/۱٧ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس