الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

نظر در مورد حسینی شدن احسان

اصل مطلب:سلام بعضی ها فکر می کنند که بهشت باید جایی باشه پر از گل و درخت،حورالعین، غذاهای متنوع و سایر امکانات مادی؛ولی به نظر من این طرز تفکر بسیار بچه گانه است و به قول روانشناس ها تفکر "حسی- حرکتی" است . من فکر می کنم بهشت باید جایی باشه که انسان در آن احساس آرامش و بی نیازی کنه.جایی باشه که خدا را در وجودش حس کنه اصلآ حس کنه با خدا یکی شده ؛ شده همان خلیفه ی خدا ،احساس سبکی و بی وزنی ، حس قشنگ پرواز، حس بکنی که قلبت توی سینه ات دیگه نمی تونه دوام بیاره ،می خوات بره تو آسمان، حس بکنی که هیچی نیستی حتی به اندازه ی یک غبار ریز توی طوفان شن و این یعنی اینکه همه چیز هستی.هیچی و در عین حال همه چیز. نمی خوام بگم که می شی خدا بلکه فاصله ای بین خودت و خدا حس نمی کنی.با این مقدمه که گفتم، اگر خوب چشمامون را باز کنیم می بینیم که توی همین زمین خاکی که خیلی ها اونو پست می دونند هم می شه بهشت را پیدا کرد. مثلآ یکی از اون جاهای مقدس حرم امام رضا(ع) است که من هر وقت اونجا می رم خصوصآ بالای سر ایشون واقعآ احساس هیچ بودن می کنم و حس می کنم اونجا یک قطعه ای از بهشته که نمی خوام با هیچ چیز تو دنیا عوضش کنم. یکی دیگر از اون جاهایی که من تجربه اش کردم، کربلاست.آره کربلا.....چه رازی اونجا نهفته که  احساس می کنی شهر خودته و سالهاست اونجا زندگی می کنی . در عین غربت اصلآ احساس غریبی نمی کنی.....حقیقتش من اولش زیاد مایل نبودم که کربلا برم و نمی تونستم با مداحی ها ارتباط برقرار کنم؛یعنی نمی فهمیدم چی می گن . با خودم می گفتم: چیه همه اش روضه ی امام حسین(ع) می خونند.اینا دیگه شورش را در آوردن. ولی قسمت شد و .......اونجا بود که آرامش کامل را درک کردم. وقتی به حرم امام حسین(ع) مشرف شدم ، همه چیز را فراموش کردم،دیگه هیچ غم و غصّه ای نداشتم، دیگه هیچ چیز نمی تونست منو ناراحت کنه، تموم این دنیا برام کوچیک شده بود و هیچ چیز دیگه نمی خواستم. دیگه اونایی را که سجده می کردند را حقیر نمی دونستم ، چون خودم هم بی اختیار به سجده افتاده بودم . یادم رفته بود چی به آقا می خواستم بگم و چه حاجت هایی داشتم. فقط بی اختیار گریه می کردم . واقعآ حس غریبی بود . دیگه من اون احسان سابق نبودم ؛ عوض شده بودم .آره حسینی شده بودم...و به راستی که حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. وقتی که به حرم حضرت عباس(ع) مشرف شدم، خیلی احساس کوچیکی می کردم؛برای این لحظه، لحظه شماری می کردم.مثل عاشقی که می خوات معشوقش را ببینه.انگار فاصله ی حرم امام حسین(ع) تا حرم قمر بنی هاشم را پرواز کردم. آخه منم مثل خیلی از شماها خیلی ایشون را دوست دارم(بین همه ی عشقای دنیا،عشق است ابوالفضل). اصلآ حضرت عباس بود که این سفر را قسمت من کرد. همه اش زیر لب می خوندم: قربون قامت بلندت، قربون زلفای کمندت،قربون هیبت رشیدت، قربون مشک ناامیدت،زلف دریا میون چنگت، قربون دستای قشنگت.... الان دیگه می دونم بهشت چیه.........بهشت من حسینه.

و نظر من:

سلام پسرم! آفرین به تو. از اینکه میبینم تو حسینی شده ای ، محمود هم خدایی شده ، و پویا هم از خدا مینویسد، بسیار خوشحالم . و از آنجایی که میدانم جوانید و تازه اول راه ، لازم است نکاتی را از باب یادآوری عرض نمایم. کلامم را با سوال شروع میکنم: بنظر شما روی احساسی که در یک سفر به مکانی خاص ایجاد شده چقدر میتوان حساب کرد؟ آیا این احساس تاکنون فقط به تو دست داده یا احتمالا به دیگران هم دست داده؟ عمق این احساس چقدر است و چقدر ماندگار؟ گسترهُ اثرگذاری آن چیست؟ آیا روی رفتارها ، کردارها و جهت گیری فرد یا افراد در زندگی هم تاثیر میگذارد؟ این همه افرادی که تابحال به چنین اماکنی سفرکرده اند چه تغییرات ماندگاری داشته اند؟ چقدر باید روی چنین تاثیرگذاریهایی سرمایه گذاری کرد؟ نتیجه اش تاکنون چه شده؟ آیا احساسی که در شما ایجاد شده صرفا ناشی از حضور در آن مکان خاص بوده؟ اگر علت احساس شما را حضور در آن اماکن بدانیم، آیا براساس قانون علیت تمام کسانی که به آنجا میروند نباید همان تاثیر را بپذیرند؟ و آیا میپذیرند؟ آیا غیرشیعیانی که آنجا میروند هم همان تاثیر را میپذیرند؟ اگر نمیپذیرند، پس چرا آن اماکن در مورد آنها چنان اثرگذار نیست که حسینیشان کند؟ پس اگر آنها را به صرف حضور در آنجا حسینی نمیکند، آیا نمیتوانیم نتیجه بگیریم که احتمالا احساس شما ناشی از عوامل دیگری است؟ عواملی مثل : وضع روحی شما در آن دورهُ خاص زمانی، اعتقادات قبلی شما، گذشتهُ شما، تداعیهای شما، اسطوره های شما، ظبطهای ذهن شما، ظرفیت روانی شما، شناختها و فرضیات بنیادین ذهن شما، آرکی تایپهای شما، تاریخچهُ تقویتهای شما، ضبطهای والد شما، وجدان شما، موفقیت یا شکست عشقی شما، و بسیاری عوامل دیگر که در زنجیرهُ علّی یک احساس میتوانند نقش ایفا کنند، آیا نقشی نداشته اند؟ و آیا آنها شما را مستعد آن احساس نساخته اند؟ آیا میتوان همهُ این عوامل و بسیاری عوامل دیگر را نادیده گرفت و ارزش علّی چند ساختمان را که صرفا نقش محرک را دارند ، تا این حد افزایش داد؟ تا آن حد که ما یک عمر است آنها را میپرستیم؟ ساختمانهایی که مثل تمام ساختمانهای دیگر شامل سنگ و آهن و چوب و غیرو بوده و معمارانی که آنها را شاید بهتر از اماکن دیگر کنار هم گذاشته اند؟ آیا تقدّس و تاثیری که در آن ساختمانهاست، از ذات آنهاست یا ساخته و پرداختهُ ذهن من و شما؟ نمیدانم!! کاش مهدی(عج) بیاید و ما را روشن نماید.امیدوارم روزی برسد که غیرحسینی ها بواسطهُ تاثیرپذیری از رفتار حسینی پیروان حسین، حسینی شوند و جز این فکر میکنم هر تلاشی به ترکستان منتهی شود. امیدوارم مهدی(عج) بیاید و چهره واقعی دین را از زیر خروارها غبار خاک شده برون آورد. حتما شنیده اید که تعداد زیادی از دشمنان مهدی(عج) از بین افراد بظاهر مذهبی هستند. میدانی چرا؟ چون مهدی(عج) که بیاید چیزهایی را زیر سوال میبرد که بسیاری از بظاهر مسلمانها ( همان اکثرهم لایعقلونهایی که خود را خیرالموجودین میدانند) نادانسته او را ملحد دانسته و با او به مبارزه خواهند پرداخت، و چونان ابن ملجم که ریختن خون علی(ع) را بر خود واجب میدانست، ریختن خون مهدی(عج) را بر خود واجب خواهند دانست. براستی مهدی(عج) که بیاید، چه چیزهایی را زیر سوال خواهد برد و کمر به حذف چه چیزهایی خواهد بست که مذهبی های ظاهر بین متحجر با او سر به ستیز برخواهند داشت؟؟ امیدوارم او هرچه زودتر بیاید.

آری پسرم! حسین بزرگ بود. بزرگتر از آنی که در ظرف ذهنی ما بگنجد. او بزرگ بود و بزرگیش را نه از جنس لباسهایش ، نه از متراژ خانه اش ، نه از نوع مرکبش ، نه از جنس خاک سرزمینش ، نه از عبایش و عمامه اش ، نه از تعداد پسرهایش ، نه از درآمدش ، نه از مقبرهُ آبا و اجدادش ، نه از تعداد ظاهری افرادی که در صف مبارزه همراهش بودند ، نه از تعداد نامه هایی که برایش نوشتند ، نه از پرپشتی یا کم پشتی محاسن مبارکش ، نه از قد و قواره اش ، و نه از بسیاری چیزهای دیگر نگرفته بود. او اگر بزرگ بود به این دلیل بود که رهرو راه پدرش علی بود و جدش رسول الله : همو که فرمود : «انی بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق.» هم او که آمد تا انسان غرق شده در بت پرستی را نجات داده و به سوی خدای واحد رهنمون سازد. حسین اگر بزرگ بود و بزرگ ماند بدلیل رفتار و کردار حسینیش بود و بس. و هدفش والا بود. والاتر از آنی که تصورش را کنیم، آنقدر والا که حسین بزرگ، خودش و عزیزانش را فدای آن نمود. و آیا اهداف و آرمانهای حسین از قیام عاشورا با این رویه ای که ما شیعیان پیش گرفته ایم محقق خواهد شد؟ نمیدانم!! من معتقدم اگر هیچ نامی از حسین نبریم و نبرند، ولی در عوض رفتار حسینی جریان یابد، از آب باریکه ای به رودی ، و از رودی به دریایی ، و از دریایی به اقیانوسی جهانگیر تبدیل خواهد شد . و من فکر میکنم که برای حسین هم مهم همین باشد که رفتار حسینی جهانگیر شود، حال بنام هر کس و با هر عنوانی که باشد، حتی اگر نامی از او نباشد(همچنانکه پدرش علی در کمال گمنامی شب هنگامان به فقرا کمک میکرد). و اگر تمام دیوارها را سیاهپوش نموده و تمام برنامه های تلویزیونی و غیرتلویزیونی را با بودجه های کلان به شرح مصیبتهای او اختصاص دهیم ، ولی رفتار حسینی روزبروز کمرنگتر شود ، بی گمان اهداف او فراموش شده و از او فقط اسمی باقی خواهد ماند برای سوءاستفادهُ قدرت طلبانی که هرچیزی حتی خدا را ابزار حفظ قدرت خویش میسازند.

آری پسرم! امروز تو برای حسین گریه کن............و من برای بفراموشی سپرده شدن آرمانهایش. تو برای سری که از بدن جداشد گریه کن............و من برای دفن آنچه آن سر برایش قطع شد. تو برای تشنه ماندن خوبهایی که بی آب ماندند گریه کن.........و من برای بی آب ماندن درختی که آنها کاشتند و خود را فدای آن کردند. تو برای دستهایی که قطع شدند گریه کن .........و من برای بزمین افتادن پرچمی که آن دستها برای برافراشته ماندنش قطع شدند. و تو برای مظلومیت او گریه کن...............و من برای مظلومیت اهداف و آرمانهایش.

بامید ظهور هر چه سریعتر مهدی(عج): خسته شدم از این روزای بی کِسی... ای هم صدا پس کی به دادم میرسی؟

توضیح:این مطلب از مطالب قبلی وبلاگ نظرات پوریاست که بدلایلی تعطیلش کردم. ببخشید که تکراریه.

[ ۱۳۸٤/۸/۱٧ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس