الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

بیا تا قدر یکدیگربدانیم
تو دیگه برنمیگردی، اینو من خوب میدونم
باز بیاد تو همیشه ، شبا آواز میخونم
میدونم برگشتن تو، دیگه یه خواب و خیاله
تا دوباره تو رو داشتن، آرزویی که محاله
آرزو هرچی که باشه، اما داشتنش قشنگه
بعد رفتن تو دستام، سوی آسمون بلنده
از خدا میخوام که شبها، تو رو تو خوابم ببینم
تا بهت بگم که بی تو، خیلی خستم نازنینم
تا بهت بگم که بی تو، توی این دنیا غریبم
کاشکی تنهام نمیذاشتی، بی تو من خیلی غریبم
حالا دستام بی تو سرده، بسکه بی تو گریه کردم
گونه هام خیسه از اشکام، بسکه بی تو تک و تنهام
تو دیگه برنمیگردی، اینو من خوب میدونم
باز بیاد تو همیشه ...

عجب روز سیاهی، درون آسمانها ، کبوتر بال میزد ، پرستو بر در و دیوار میزد ، رفیقان غصه غم میسرودند ، پدر را میستودند ، نمیدانی شبی بود ، شب تاریک غم بود ، و شاید هم دگر پایان من بود ، پدر رفت و گذشت از آسمانها ، درون چشمه ها و یاسمنها ، پدر مرد محبت مرد غم بود ، پدر غمخوار من بود ، نمی بینم دگر او را شب و روز ، ولی در خاطراتم مانده هر روز ، به نیکی میکنم یادش گرامی ، بیادش گریه ها دارم شب و روز ، پدر امید من بود...

[ ۱۳۸٤/۱٠/۱ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس