الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

خوابی از پدر

یه دختر خاله دارم که تو بخش ICU یکی از بیمارستانای تهران پرستاره. بدلایلی نتونسته بود توی مراسم پدرم شرکت کنه. پریروز (یعنی یکشنبه یازدهم دیماه هشتادو چهار) توی بیمارستان با چندتا از همکاراش بحث مرگ و اون دنیا و از این حرفا داشتن که یکی از پرستارا میگه:اگه نمازتون قبول نشه، سایر اعمالتونم قبول نمیشه. دختر خاله من که هرروز توی بخششون شاهد مرگ ومیرو این حرفاست، کمی نگران میشه و این سوال براش مطرح میشه که یعنی من که خیلی به نماز گیر نمیدم ولی خیلی ازاعمال دیگم رو درش دقت میکنم ، اون دنیا با مشکل مواجه میشم؟ کاش یکی پیدا میشد جواب سوالم رو میداد. (توضیح اینکه دختر خاله نماز میخونه ولی خیلی به اینکه سروقت باشه و مثلا حروف رو درست ادا کنه و اینا گیر نمیده). خلاصه میره خونه و شب میخوابه خواب پدر منو می بینه. سلام و علیک میکنه و میگه عموطاهر (اسمی که پدرم رو باهاش صدا میکردن) اینجا چیکار میکنی که پدرم میگه:اومدم به سوالت جواب بدم. میگه : آخه من که سوالی ندارم که پدرم میگه چرا عمو یه سوال داشتی فکر کن! دختر خاله یادش نمیاد و بعد پدرم میگه: عمو من الان یه جای خوبی هستم ، البته بهشت نیست. آدما که میمیرند بهشت نمیرن بلکه میان اینجا و همگی تا قیامت اینجا میمونن. البته ما چون گناه آنچنانی نکردیم بهمون سخت نمیگیرن و جامون خوبه و بهتر از دنیاست. عموغصه نمازتم نخور. چون اعمالت خوبه ، خدا همین نمازی که میخونی رو ازت قبول میکنه. خدا خیلی بزرگ و بخشنده هست.

البته در ادامه خواب پدرم در ارتباط با یکی از همکاران دختر خاله ام که بارداره نکته ای را یادآورمیشه که از بیانش معذورم. خدا رحمت کنه رفتگان شما رو.

[ ۱۳۸٤/۱٠/۱۳ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس