الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

کلید حل مشکلات زندگی

بچه که بودم یه روز پدر مرحومم گفت برو از همسایه انبردست بگیر.
منم رفتم به خانم همسایه گفتم انبردست دارید؟ گفت: نه نداریم. بعد به
پدرم گفتم : همسایه گفت انبر دست نداریم. پدرم گفت: میدونم ندارند
ولی انبردست خودمون دستشونه. تو برو به همسایه بگو که انبردست
خودمون که پیشتونه هفته پیش بردید رو بدین. رفتم گفتم. همسایه گفت:
وای تو رو خدا ببخشید همسایه بغلی برده. رفتم به پدرم گفتم. گفت خب
برو از همسایه بغلی بگیر. رفتم به همسایه بغلی گفتم: انبردست دارید گفت:
نه نداریم. به پدرم گفتم. پدرم گفت بهش چی گفتی؟ - گفتم انبردست دارید؟
گفت نه. پدرم دندوناشو فشار داد گفت: بچه برو بگو انبردست خودمونه که
از همسایه بغلی گرفته بودین. رفتم گفتم همسایه گفت: وای تو رو خدا ببخشید
دست همسایه ایه که خونش سرکوچس. دیگه اینقدر سرم نمیشد که برم از اون
بگیرم.دوباره اومدم به پدرم گفتم. پدرم گفت خب برو ازش بگیر بچه دیگه
داری دیوونم میکنی. منم با ترس و لرز رفتم. هر چی زنگ همسایه سرکوچه
رو زدم باز نکردن. همسایه بغلی گفت رفتن مسافرت. مونده بودم به پدرم چی
بگم. خلاصه وقتی برگشتمو بهش گفتم پدرم دندوناشو بهم فشار دادو گفت : پس
این سوئیچ ماشینو بردار توی داشبورد یه انبردست هست بیار.
نتیجه: خیلی وقتا کلید حل خیلی از مسایل ما توی
جیب بغلمونه ولی توی جیبای دیگه دنبالش میگردیم
و روی همون راه حل شکست خورده قبلی
اصرارهم می ورزیم. چرا؟

[ ۱۳۸٥/۳/۱٥ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس