الهـــــۀ امیـــــــــد
روانشناسی ، اجتماعی ، اعتقادی 
قالب وبلاگ

توی لحظه های تلخ بیکسی ، تو هجوم سختیا ، وقتی نداشتم نفسی ، وقتی یک ردّ پا روی ساحل زندگی بود ، من بودم رو دوش او ، او ناشناس ، و منم مثل همیشه ناسپاس : هشتم ژانويه روز خدا

نويسندگان
امکانات وب

اخیرا تو ماه رمضونیه یه سریال شبکه سه سیما گذاشت به نام زیر زمین. قصه ی یه سری آدم کلاهبردار بود که دنبال پول بودن و این پوله هم هی این دست اون دست میشد و آخرشم رسید به یتیمها. خب اینم درس آموزنده ای بود که آدم بره کلاهبرداری کنه و بعد پولشو بده به یتیمها. اونم شش میلیارد تومان رو... تو تلویزیون ایران هر اتفاق عجیبی میفته. اما یه نکته که تو این سریال خیلی برای من جالب بود و به نظرم کارگردان قشنگ روش کار کرده بود سکوت مادر قربون بود. در خیلی صحنه ها قربون با مادرش حرف میزد یا سوال میپرسید و مادر فقط با سکوت و نگاه مهربونش نگاهش میکرد. اصولا هر چی محرک مبهم تر باشه به ضمیر ناخودآگاه بیننده بیشتر مجال میده که وارد عمل بشه و بیننده اون چیزی رو ببینه یا بشنوه یا بفهمه که خودش تمایل داره. و فکر میکنم تمام بیننده های این سریال از سکوت مادر قربون همون چیزی رو شنیدن که دوست داشتن. و این سکوت گرچه سکوت بود ولی سرشار بود از گفته ها و ناگفته ها. آفرین به دست اندرکاران این سریال. دلم برای نگاههای مادرم و پدرم تنگ شده. قدر والدینتونو بدونید. سعی کنید احساسشون کنید و نگاههاشونو ببینید. خوب ببینید. تا فرصت هست بینید. همین الان.....

راستی دوستان شنیدم یکی از دانشجویان خوبم به نام احسان اخیرا مقطع فوق لیسانس قبول شده اونم روانشناسی بالینی. بهش تبریک میگم و منتظر حضور سبزش بین روانشناسا بطور جدیتر هستم

[ ۱۳۸٥/۸/٥ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ الهۀ امید ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلامی که سینش سرای تو باد/ و لامش لقای صفای تو باد / سلامی که آیش امید دلت / و میمش محبت برای تو باد روانشناس بالینی، استاد روانشناسی دانشگاه، شاعر، نویسنده
موضوعات وب
صفحات دیگر
فال حافظ

mouse code|mouse code

كد ماوس