چهلم پدر

چهل روز پدر گذشت و تو نیامدی
با اینکه می دانم پدر
دیگر نمی بینم ترا
اما نمی دانم چرا
هر روز می جویم ترا
هر شام خواهم از خدا
در خواب خود بینم ترا
تا لحظه ای هر چند کم
غمهای خود گویم ترا
اما همه غمها رود
از یاد، چون بینم ترا
از سردی قلبم پدر
اشکم به گونه یخ زده
درد یتیمی بی کسی
در روح من آتش زده
اینک فقط یادت پدر
بر آتشم آبی زده
همراه مادر در سفر
روحت بود شاد ای پدر!

 

/ 19 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرند نيلگون

با سلام. واقعا از ديدن و خوندن مطالب وبلاگتون لذت برديم . ديروز به دليل كشف وبلاگ شما ، خوندن مطالبش و ديدن لينك هايي كه توش بود ساعتها از كاراري ديگه مون عقب مونديم !!! در ضمن خداوند همه رفتگان و به ويژه پدر بزرگوارتون رو بيامرزد! ...بابا اون لينك ترسناك ها !!!......واااااااي ! واقعا بعد مدتها ترسيدم . آخه نمي دونستم چيه و در ضمن من خودم همه رو مي ترسونم . اما ديروز..... موفق باشيد!

برگ پاییزی

سلام...هميشه شاد باشيد...

javad

سلام....به راستی که احسنت به چنين پدرانی .......روحش شاد ...........

ماني اسكيزوفرنيك

سلام.......... روحش شاد باششه مخصوصا اين ايام با مولا محشور بشه........ راستی اگر شعر از خودتونه بايد بگم که حسابی بهتر شده.....موفق باشيد

ری را_جون

وا ! پس چرا آپ نمی کنيد استاد ؟

آبی آسمان

سلام ..........شعرشما خیلی زیبا بود وقتی خواندمش دلم خیلی گرفت..امیدوارم روح پدرتان با امام حسین ((ع))محشور شود...من پست جدید نوشتم خیلی خوشحالم میکنید نگاهی بیندازیدممنون که به من سر زدید ...و ممنون به خاطر لطف هایتان...همیشه شاد و سلامت باشید

محمود

سلام.شما توی دو سال هم مادرتون رو از دست دادين هم پدرتون رو.........براتون آرزوی سر حال بودن می کنم.

عطر یاسمن

با سلام. توصيف شرح حالتون بسيار روشن بيان شده بود. اميدوارم در تمام مراحل زندی موفق و مويد باشيد.