حق با کیست؟

سریال ستایش را میدیدم. انیس (جاری ستایش) از سر حسادت ، خشم و طمع ، فردی را اجیرنمود تا با جاسازی موادمخدر در خودرو طاهر( همسرستایش ) برای همیشه از شرّش خلاص شده و ستایش را به خاک سیاه بنشاند و بچه های خودش تنها وارثین اموال فردوس حشمت شوند. طاهرپس از تعقیب شدن توسط مامورین و درحال فرار تصادف کرد ومرد و انیس به هدفش رسید اما از فرط هیجان و خشم ، سکته مغزی کرد و فلج و لال شد. انیس سریعتر از آنچه فکرش را میکرد به سزای عملش رسید و ستایش مثل تمام شخصیتهای مثبت قصه ها از این حادثه خوشحال نشد.

شما که این داستان را دیدید یا شنیدید ، از بلایی که سر انیس آمد خوشحال شدید یا ناراحت؟ عموما ما انسانها در قضاوت درمورد سایرین ، تک بعدی عمل کرده و خودمان را حق مطلق و طرف مقابل را باطل مطلق دانسته و لذا او را شایستۀ هرتنبیهی میدانیم. بدترین برخوردها را با او نموده و اگر خیلی لطف کنیم و بخواهیم جنبۀ انصاف را رعایت کنیم ، مثلا میگوییم عیب من این بود که به او اعتماد کردم و زیادی بهش خوبی کردم و سرش احترام گذاشتم. حقش بود از اول تو دهنش میزدم و ....

اما حقیقت چیز دیگری است. یک مثال: غالبا بعنوان بیننده ، وقتی به تماشای یک فیلم می نشینیم ، اگر از ابتدا فیلم با تلاش زندانیها برای فرار شروع شود ، ما هم دوست داریم نهایتا آنها پلیس را دور زده و فرار نمایند ، اما اگر از دید پلیس فیلم را شروع کنیم ، دلمان میخواهد هرطور شده زندانیها را دستگیر نمایند. مشکل اینجاست که در قضاوتمان صرفا از یک زاویه به موضوع نگاه میکنیم ، بدون اینکه سعی کنیم از سایر زوایا هم قضیه را تحلیل نماییم. قضاوت صحیح ، علاوه بر مهارت ، نگاه منطقی و واقع بینانه ، و تفکر چندبعدی ، به انصاف هم احتیاج دارد که صد البته اکثر ما در حرف آن را داریم و در عمل از آن بی بهره ایم. در قصۀ ستایش و انیس ، شاید اگر اکثر ما جای انیس بودیم ، کاری شبیه به کار انیس یا شاید هم بدتر انجام میدادیم. هرچند الان که جایش نیستیم ، خیلی راحت میتوانیم مثل مدعیان اخلاق و ایمان ، اورا زیر سوال ببریم و بگوییم حقش بود این بلا سرش بیاید.

در اختلافات بین فردی آیا هرگز سعی کرده اید از زاویۀ دید طرف مقابل به قضیه نگاه کنید؟ مثلا از دید انیس: دختری با هزار آرزو پس از گرفتاریهایی که در منزل پدرش داشته ، ازدواج میکند. مثل همۀ دخترهای دیگر دوست داشته مستقل زندگی کند و برای خودش احترامی داشته باشد و برایش ارزش قایل شوند و همسرش شخصیت اورا جلوی دیگران بالا ببرد، اما بدلیل ضعف شخصیتی همسرش و البته استبداد و زورگویی پدرشوهرش (آقای فردوس) ، بارها مورد تحقیر و سرزنش قرار میگیرد. شخصیتش را خرد میکنند و از بدحادثه در خانواده ای که پسردوست هستند ، دختر دار میشود و حالا نتنها خودش مورد کم محلی و بی مهری قرار میگیرد بلکه  دخترهایش هم که برایش بسیار عزیزند مورد کم توجهی و بی مهری قرار میگیرند. شما میدانید که چقدر سخت است جایی باشی و مورد تبعیض قرار بگیری و بچه هایت را نبینند. اکثرا آدم درجه دو یا سه باشی و بود و نبودت فرقی نداشته باشد. شوهرت مثل سگ از پدرش بترسد و هرگز نتواند آن تکیه گاهی که یک عمر آرزویش را داشتی ، برایت باشد. یک پولدار مغرور ، خودخواه و متکبر که فکر میکند از دماغ فیل افتاده و دیگران بردۀ اویند ، هر روز به طرق مختلف تو را له نماید و بدیدۀ ترحم به تو نگاه کند. مادرت مریض باشد و کاری از دستت برایش برنیاید. فشارهای مختلف روز به روز تو را ضعیف تر و درعین حال خشمگین تر نماید. افسرده شوی و خشمت را حتی نتوانی بروز دهی. آنوقت با شخصیت ضعیفی  که بخش زیادیش را والدینت و جامعه برایت ساخته اند و اینک ضعیفتر شده ، چه واکنشی نشان میدهی؟ آیا بیش از ظرفیتت میتوانی کاری کنی؟ آیا فشارها ظرفیت تو را تحلیل نبرده اند؟

شیوۀ انیس برای کاهش فشارها ، و رسیدن به آرزوهایش شیوۀ درستی نبوده و نیست. و باید تنبیه شود. اما اجازه دهید او را درک نماییم و در برخورد با معضلات جامعه و مشکلات رفتاری خودمان و سایرین ، جانب انصاف را درپیش بگیریم. به طرف مقابل و به مخالفینمان حق دهیم که متناسب با ظرفیتشان عمل نمایند و حق دهیم که دنبال خواسته های خودشان باشند و البته توقع هم داشته باشیم که آنها نیز جانب انصاف را رعایت نمایند. با دیگران چنان رفتار کنیم که اگر خودمان در شرایط آنها بودیم انتظار داشتیم با ما آنچنان رفتار نمایند. بقول محبوب بزرگ : امام علی (ع) ، آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه برای خود نمیپسندیم برای دیگران هم نپسندیم.        الهۀ امید

/ 12 نظر / 57 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حوری آسمان

فکر کنم تو متن کامنتم که ایمیل رو براتون فرستادم اسمم رو ننوشتم شرمنده..

الهه

سلام راستش روزی که تحقیر شدن انیس رو دیدم وقتی دیدم با یه حرف توهین آمیز چطور تو خودش می شکست مطمئن بودم منم اگه جای اون بودم حتما یه عکس العملی هر چند بد انجام میدادم.مخاطبین این سریال از هر قشری هستند راستش وقتی داشتم ازانیس و قضاوتم با اطرافیانم حرف می زدم یه جورایی از طرف همسرم یا مادرش یا حتی مادر خودم سرزنش شدم( چیه داری طرفداری می کنی حقش بود و... از این حرفا). من موافق این نیستم که باید جواب یه عملی را با عمل بدتر داد ولی از این تفکر که هیچ عکس العملی نشون ندیم تا طرف شرمنده بشه متنفرم چون اگه قرار بود ما با خوبی اونو درستش کنیم تا به حال باید هزار باره درست شده بود. اعتقادم به اینه که با ید کسی رو که کاری اشتباه میکنه یا با اون عملش داره ضربه می زنه آگاه کنم. تمام تلاشم رو برای متوجه شدنش می کنم باید بدونه که من هستم .می فهمم و زجر میکشم.از سکوت و تحمل کردن متنفرم. به نظرم این کار آدمایی هست واسه زندگی کردن و احترام گذاشتن به خودشون هیچ تلاشی نمیکنن. ((درکل با روش انیس می دونم هیچ کس حتی خود من موافق نیستیم ولی تلاش انیس برای اثبات خودش قابل تامل است)) عذر خواهی می کنم که زیاد نوشتم.

دنیای سارا

سلام بابای گلم وبلاگ خیلییییییییییییییی خیلیییییییییییییییییی قشنگی داری همین طور نوشته جدیدتون امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشید تا از این مطلب های زیبا بنویسی دوستت دارم تا ابد

مسافر

آخه مساله اینه که اگه به انیس یه کم حق بدیم، باید به خیلی های دیگه هم حق بدیم. اگه بگیم انیس بخاطر تحقیر و کلا شرایطی که محیط براش ایجاد کرده دست به این اقدامات زده و او را کمی تبرئه کنیم، در این صورت باید به آقای فردوس هم که در گذشته خودش تحقیرها و سختی های دیگه ای رو از جانب دیگران تحمل کرده، حق بدیم. همه ما آدما در زندگی گاهی تحت شرایط سخت و خردکننده ای از جانب دیگران قرار می گیریم! ولی این اراده خود ماست که عکس العمل درست یا نادرست را برمی انگیزد و بخاطر همین اراده و خواست هم هست که مسئول اعمال خودمونیم و باید تاوان اونو پس بدیم. حالا چه انیس باشیم، چه آقای فردوس و چه ستایش چه یکی از ماها! دنیا، دنیای علت و معلول ها و عمل ها و عکس العمل هاست. قانون منده... هر عملی آثاری به دنبال داره. فرق نمی کنه کی اونو انجام بده. ببخشید خیلی حرف زدم![لبخند]

میرصالحی

سلام آقای الهه امید....این قفل کپی برداریو باز کنید لطفا مطالبتون واقعا قشنگه... کپی با ذکر منبع که اشکالی نداره... باشه.....برارا قربان[ماچ] متشکر از شما[گل]

طاهره

خیـــــــــــــــــلی با نظرتون موافقم. منم مثل بقیه وقتی رفتارهای انیس را میدیدم عصبانی میشدم و وقتی سزای عملی که برایش درنظر گرفته شد رو دیدم خیلی خوشحال شدم اما بعد تو همون قسمت سریال یه دفعه خودمو جای انیس گذاشتم و هم بهش حق دادم و هم البته ندادم حق دادم به خاطر اون همه تحقیر و آرزوهای از دست رفته واون زندگی نازیبا و حق ندادم چون بنا نیست وقتی ما تو زندگی به آنچه حقمون هست نرسیدیم به خودمون اجازه بدیم نعمت زندگی را از کسی بگیریم انیس میتونست جور دیگری حقش رو بگیره ولی خب این راهو انتخاب کرد. همیشه به تعداد آدما راه انتخاب هست ولی باید اونی رو برگزینیم که پیامدش رو از قبل خوب بررسی کرده باشیم.

امان از اين سريالي كه با طولاني شدنش خيليا رو كلافه كرده به نظر من به جاي كش دادن سريال بهتر بود از دو نقشي كه معطل موندن (آتي و زن دوم صابر) استفاده كنن و قضيه رو فيصله بدن. و اما يه سوال : اگه ستايش از شما ميخواست كه بهش راهنمايي كنيد كه بچه ها رو خودش با اين همه سختي بزرگ كنه يا ببره تو خونه حشمت و اونجا بزرگ كنه شما بهش چي ميگفتيد؟

الهه امید

اسم منم الهه است و شوهرم امید واسه همین منم با نام الهه امید مینویسم[لبخند]

خاکی

علی مع الحق و الحق مع علی[گل] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا به حال به یک فیلم اینطوری نگاه نکرده بودم نگاه جالبی بود

دوست عزیز مطالب ازرشمندی بود . البته مشیت الهی است که جوامع اینگونه باشند تا در آزمون الهی که به زندگی کوتاه این دنیا خلاصه می شود آنهائی قبول شوند که انسانند . نه این که انسانها قبول شوند . کاش عمر ما توفیق درک ظهور و عدالت گستری حضرت را داشته باشد . آخر برخی از این مدعیان اگر امروز فرصت میدان داری و امتحان نیابند و مردود نشوند آنروز شاید به امام عصر نیز بهانه بگیرند پس مشیت الهی این است . فاش می گوییم و از گفته ی خود دلشادیم بنده ی عشقیم و از هر دو جهان آزادیم البته با اجازه ی شاعر برقرار باشی