لحظه های بی تو بودن

به یاد ... بی بهونه

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم   
واسه عشق بازی موجا ، قامتم یه بستر نرم
یه عزیز دردونه بودم ، پیش  چشم خیس موجا       
یه نگین سبز خالص ، روی انگشتر دریا
تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی      
غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیر و رو شد        
برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه             
ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی            
اما تا قایقی اومد ، از من و دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا            
من و دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا
دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی     
لحظه های بی تو بودن ، میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره            
ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره
میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم      
اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم

/ 22 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
eshghoolak

سلام استاد...يه چيزی می گم بهم نخندين ها،درسته که کامنت نمی ذارم اما تقريبا تمام آپديتهاتون خوندم...به اينم لطفا باز نخندين اما امشب اولين باری بود که ديدم به وبلاگم لينک دادين اولا نمی دونم با چقدر تاخير ممنون...دوم اما اينکه هرچقدر فکر کردم و مطالب وبلاگم رو دوباره خوانی کردم چيزی از پرپر شدن عشق تو وبلاگم که شما توی توضيحات لينک آوريدن نديدم،خوشحال می شم اگر بدونم کجای نوشته هام رنگی از پرپر شدن عشق دارن،از بابت صداقت هم ممنون،لطف شماست،هرچند فکر می کنم در کنار عاشق بودن،تنها چيزهايی هستند که ارزش افتخار کردن رو دارند...سبز باشيد...

فاتح

دلنشين بود و ياد آور خاطرات بسيار.

ragmez

به خدای عشق ... راستش اولين بار که خواندم شعرتون رو :شايد يخاطر مشغله ذهنی : منظورتون رو متوحه نشدم ... اما حالا بله ...بقول دوستان ياداور خاطرات...

سليمه

سلام. روز بخير. از اينکه افتخار داديد و تشريف آورديد ممنونم. من باز هم آپم خوشحال ميشم باز هم توی وبلاگم ببينمتون. موفق باشيد. يا علی ...

پوریا

سلام به دوستان! عشقولک جان اين يه شوخيه عزيزم. دلگير نشو . تو عزيز دلمی دل انگيز.... در ضمن يه نکته روانشناسی توشه اگه گفتی چيه

ragmez

بنام حق ... سلام ...راستش استاد گرامی يه سوال دارم و اميدوارم لطف کنين و باسخ مرحمت بفرماييد...راستش يه سری اطلاعات سردر گم کننده ای دارم در باره امتحان کارشناسی که متاسفانه برام واضح نيست اين امتحان همون فارغ التحصيليه سال اخر يا اصلا حداست بهر حال يه دنيا ممنون می شم توضيح بدين باتشکر... موفق باشين و سلامت

eshghoolak

سلام استاد...من ناراحت نشدم استاد،صرفا برام عجيب بود و دنبال علتش می گشتم و الا استاد ما مگه چند تا استاد پوريا داريم که بخوايم ناراحتم بشيم...نکته روانشناسيشم فکر کنم با اين ۴ ترم که خونديم،اين باشه که مخاطب رو تو کل وبلاگ مثل خودم بندازونين به دنبال عشق پرپر و در نتيجه کل مطالب رو با دقت زير و رو کنه...سبز باشيد استاد...

parvaneh2005

سلام .. اين شعر خيلی به دلم نشست البته متنهای شما هميشه جذاب و خواندنی است .هميشه پيروز باشی.

ترانه

سلام . شعر قشنگ بود . (هر چند هيچ وقت نمی تونم در حال نوشتن چنين چيزی تصورت کنم . ) / بيای خوشحال ميشم .

زری فوضول

نفهمیدم...دل دریایی کیه؟؟؟